هيئت زمينه ساز ظهور حضرت مهدي (عج)

مذهبي و علمي اسلامي (تحت پوشش سايت ماکزيمم تکنيک)www.maximumtechnic.com

همراهان امام حسين ع در کربلا - از زمان آغاز نهضت تا عاشورا

روند نهضت و اسامی اصحاب امام حسين (ع)

آسمان هم از غم عاشورا گريست آسمان هم از غم عاشورا گريست  آسمان هم از غم عاشورا گريست  آسمان هم از غم عاشورا گريست  آسمان هم از غم عاشورا گريست
اصحاب شهادت طلب و با وفاي سيد الشهدا ع نمونه بارز آگاهي- ايمان- شجاعت و فداكاري بودند و فضيلت آنان بيش از آن است كه در اين مختصر بگنجد. رواياتي در فضيلت ياران امام وارد شده است. تلاش مي شود تا آماري از وضعيت کربلا، اسامي شهدا ، اسامي اسراء و اطلاعات تاسوعا و عاشورا ارايه شود . . . . . . . . . . . . . .

حج نا تمام

سیدالشهداء ع بخاطر ناامنی مکه برای حضرتش و اینکه مطلع شد نیروهای یزیدی در صدد قتل او در مکه هستند ، تصمیم گرفت حج را به عمره مفرده تبدیل کند ، احرام بست و طواف و سعی و تقصیر انجام داد و از احرام بیرون آمد
، چون نمی توانست حج را به پایان برد ، چون می ترسید در مکه او را گرفته ، بسوی یزید ببرند ، یا غافلگیرانه ترور کنند .  این از نظر فقهی نیز بی اشکال است . در حدیث است که امام حسین ع روز ترویه در حالی که در عمره بود ، بسوی عراق بیرون شد:

 
 // ان الحسین بن علی ع خرج یوم الترویه الی العراق و کان معتمرا //  .

کار امام حسین ع هم جنبه حفظ قداست حرم الهی را داشت و هم نمی خواست در ایام حج و در بیت الحرام خونش ریخته شود ، و هم با بیرون شدن از مکه ، در روزی که همه از هر سو به مکه آمده اند و عازم عرفاتند ، نوعی بیدارگری در وجدانها و ایجاد سوال در ذهنهاست و به این صورت ، خبر خروج اعتراض آمیز وی بر ضد حکومت ، توسط حاجیانی که از همه جا آمده اند و اینکه آن حضرت ، در حرم امن الهی امنیت و مصونیت ندارد ، همه جا پخش می شد و این نوعی مبارزه تبلیغاتی بر ضد یزید بود
 
ويژگيهاي افراد جبهه حسيني به تعبير يكي از پژوهشگران چنين است:

 (1) اطاعت محض و عاشقانه

 (2) هماهنگي كامل با رهبري ( تا جايي كه بدون اجازه نمي جنگيدند)

(3) خطر پذيري و شهادت طلبي

(4) شجاعت ويژه

(5) صباريت و مقاومت جاودانه

(6) سازش ناپذيري

(7) جديت- قاطعيت و عزم راسخ

(8) خدا بين و خدا خواه

(9) از همه چيز بريده و بخدا پيوسته

(10) دقيق- منظم- منضبط

(11) نهايت رشد و كمال- صلاح ( سياسي - فرهنگي)

(12) الگوي عملي دفاع و مقاومت ( لكم في اسوه )

(13) با وفا ترين و پاي بند ترين ياران بر پيمان

(14) آزادگي ( هيهات منا الذله )

(15) فرماندهي ويژه - مديريت نمونه

(16) غناي روحي از ماسوي الله ( انطلقوا جميعا )

(17) شركت در ميدانهاي جنگ سياسي- رهنگي- اقتصادي- نظامي در طفوليت و سنين پايين

(18) كل بيني نه جزء بيني ( كل يوم عاشورا ... مثلي لا يبايع مثله )

(19) سازنده حركتهاي تاريخساز

(20) مقاومت و مبارزه نا برابر در تنهايي

(21) يقين و بصيرت كامل- شك شكن

(22) پا فشاري و استقامت در حق با اقليت- در برابر اكثريت مخالف ( لا تستو حشوا في طريق الهدي لقله اهله )

(23) نقش زن در سرنوشت مبارزات سياسي - فرهنگي بشريت

(24) سپر دين بودن - نه دين سپري

(25) اصالت با جهاد اكبر

(26) ساختار روحي و جسمي مناسب و هماهنگ با استراتژي عاشورا.

آنان كه در ركاب سيدالشهدا ع به فيض شهادت رسيدند جمعي از بني هاشم بودند جمعي از مدينه با آن حضرت آمده بودند برخي در مكه و طول راه بوي پيوستند برخي هم از كوفه توانستند به جمع آن حماسه سازان شهيد بپيوندند. كساني هم در راه نهضت حسيي پيش از عاشورا شهيد شدند كه آنان نيز جزء اصحاب او به شمار مي آيند.

تعداد 6 نفر از ياران امام كه در كوفه شهيد شدند عبارتند از :

(1) عبدالاعلي بن يزيد كلبي

(2) عبدالله بن بقطر

(3) عماره بن صلخب

(4) قيس بن مسهر صيداوي

(5) مسلم بن عقيل

(6) هاني بن عروه.

شهداي بني هاشم:

تعداد ۱۸ نفر از شهداي كربلا كه شهادتشان اجماعي است عبارتند از:

(1)  علي بن الحسين الاكبر

(2) عباس بن علي بن ابيطالب

(3) عبدالله بن علي بن ابيطالب

(4) جعفر بن علي بن ابيطالب

(5) عثمان بن علي بن ابيطالب

(6) محمد بن علي بن ابي طالب

(7) عبدالله بن حسين بن علي

(8) ابوبكر بن حسن بن علي

(9) قاسم بن حسن بن علي

(10) عبدالله بن حسن بن علي

(11) عون بن عبدالله بن مسلم بن عقيل

(12) محمد بن عبدالله بن جعفر

(13) جعفر بن عقيل

(14) عبدالرحمن بن عقيل

(15) عبدالله بن مسلم بن عقيل

(16) عبدالله بن عقيل

(17) محمد بن ابي سعيد بن عقيل
 
(۱۸)  علي بن الحسين الاصغر
 
نام 10 نفر ديگر نيز نقل شده كه البته يقيني نيست آنان عبارتند از:

(1) ابوبكر بن علي بن ابيطالب

(2) عبيدالله بن جعفر

(3) محمد بن مسلم بن عقيل

(4) عبدالله بن علي بن ابيطالب

(5) عمر بن علي بن ابيطالب

(6) ابراهيم بن علي بن ابيطالب

(7) عمر بن حسن بن علي

(8) محمد بن عقيل

(9) جعفر بن محمد بن عقيل.

شهداي ديگر:

نام كساني غير از بني هاشم كه در كربلا در ركاب امام حسين ع به شهادت رسيدند و توضيح مختصري در باره هر يك در جاي مناسب هر كدام در اين مبحث ( به ترتيب حروف الفبا ) آمده است.

در اينجا فهرستي از همه آنان را يكجا بر اساس نقل كتاب انصار الحسين مي آوريم:

در كتاب ياد شده دو جدول نام است. يكي نامهايي كه در زيارت ناحيه مقدس و نيز در منابع ديگري همچون رجال شيخ يا رجال طبري آمده است. اين جدول كه نام 82 نفر را در بر دارد چنين است:

(1)  اسلم تركي (2) انس بن حارث كاهلي (3) انيس بن معقل اصبحي (4) ام وهب (5) برير بن خضير (6) بشيربنعمر خضرمي (7) جابربن حارث سلماني (8) جبله بن علي شيباني (9) جناده بن حارث انصاري (10) جندب بن حجير خولاني (11) جون مولي  ابوذر غفاري (12) جوين بن مالك ضبعي (13) حبيب بن مظاهر (14) حجاج بن مسروق (15) حربن يزيد رياحي (16) حلاس بن عمرو راسبي (17) حنظله بن اسعد شبامي (18) خالد بن عمروبن خالد (19) زاهر مولي عمروبن حمق خزاعي (20) زهير بن بشر خثعمي (21) زهير بن قين بجلي (22) زيد بن معقل جعفي (23) سالم مولي بني المدينه كلبي (24) سالم مولي عامر بن مسلم عبدي (25) سعد بن حنظله تميمي (26) سعد بن عبدالله (27) سعيد بن عبدالله (28) سواربن منعم بن حابس (29) سويد بن عمرو خثعمي (30) سيف بن حارث بن سريع جابري (31) سيف بن مالك عبدي (32) حبيب بن عبدالله نهشلي (33) شوذب مولي شاكر (34) ضرغامه بن مالك (35) عابس بن ابي شبيب شاكري (36) عامر بن حسان بن شريح (37) عامر بن مسلم (38) عبدالرحمن بن عبدالرحمن بن عبدالله ارجبي (39) عبدالرحمن بن عبد ربه انصاري (40) عبدالرحمن بن عبدالله بن يزيد عبدي (41) عبيدالله بن يزيد عبدي (42) عمران بن كعب (43) عمار بن ابي سلامه (44) عماربن حسان (45) عمروبن جناده (46) عمربن جندب (47) عمروبن خالد ازدي (48) عمروبن خالد صيداوي (49) عمروبن عبدالله جندعي (50) عمروبن ضبيعه (51) عمروبن قرضه (52) عمربن قرضه (53) عمر بن عبدالله ابو ثمامه صائدي (54) عمروبن مطاع (55) عميربن عبدالله مذحجي (56) قارب مولي الحسين ع (57) قاسط بن زهير (58) قاسم بن حبيب (59) قره بن ابي قره غفاري (60) قعنب بن عمر (61) كردوس بن زهير (62) كنانه بن عتيق (63) مالك بن عبد بن سريع (64) مجمع بن عبدالله عائذي (65 و 66) مسعود بن حجاج و پسرش (67) مسلم بن عوسجه (68) مسلم بن كثير (69) منجح مولي الحسين ع (70) نافع بن هلال (71) نعمان بن عمرو (72) نعيم بن عجلان (73) وهب بن عبدالله (74) يحيي بن سليم (75) يزيد بن حصين همداني (76) يزيد بن زياد كندي (77) يزيد بن نبيط .

(( تذكر: در كتاب ياد شده تعداد شهدا 82 نفر ذكر شده اما فقط از نام 77 نفر بشرح بالا نام برده شده است)).

جدول دوم: اسامي كساني است كه در منابع متاخرتري مانند زيارت رجبيه- مناقب ابن شهر آشوب- مثير الاحزان يا لهوف آمده است كه عبارتند از: ( 29 نفر )

(1)  ابراهيم بن حصين (2) ابو عمرو نهشلي (3) حماد بن حماد (4) حنظله بن عمرو شيباني (5) رميث بن عمرو (6) زائد بن مهاجر (7) زهير بن سائب (8) زهير بن سليمان (9) زهير بن سليم ازدي (10) سلمان بن مضارب (11) سليمان بن سليمان ازدي (12) سليمان بن عون (13) سليمان بن كثير (14) عامر بن جليده يا: ( خليده) (15) عامربن مالك (16) عبدالرحمن بن يزيد (17) عثمان بن فروه (18) عمربن كناد (19) عبدالله بن ابي بكر (20) عبدالله بن عروه (21) غيلان بن عبدالرحمن (22) قاسم بن حارث (23) قيس بن عبدالله (24) مالك بن دودان (25) مسلم بن كناد (26) مسلم مولي بن عامر بن مسلم (27) منيع بن زياد (28) نعمان بن عمرو (29) يزيد بن مهاجر جعفي.

از نظر سن و سال تعدادي از اين شهدا جوان بودند. نام اين جوانان شهيد در ركاب امام حسين ع از بني هاشم و ديگران اينهاست:

(1)  علي اكبر (2) عباس بن علي (3) قاسم (4) عون بن علي (5) عبدالله بن مسلم (6 و 7  ) عون و محمد ( پسران زينب كبري ) (8) وهب (9) عمروبن قرظه (10) بكير بن حر (11) عبدالله بن عمير (12) نافع بن هلال (13) سيف بن حارث (14) اسلم (15) عمروبن جناده (16) مالك بن عبد و ...

ستايش عظيمي را كه سيدالشهدا ع شب عاشورا از ياران خويش كرد نام آنان را جاويدان و مقامشان را جلوه گر ساخت. آنجا كه فرمود: من اصحابي شايسته تر و بهتر از ياران خود نمي شناسم: فاني لا اعلم اصحابا اولي و لا خيرا من اصحابي و لا اهل بيت ابر و لا او صل من اهل بيتي- فجزاكم الله عني جميعا خيرا.

در توصيف آن شير مردان عارف : بسيار سخن مي توان گفت. از زبان دشمن هم مي توان حقايق را شناخت. به مردي كه روز عاشورا همراه عمر سعد در كربلا شركت داشته گفتند: واي بر تو !!! آيا ذريه رسول خدا ص را كشتيد؟؟ گفت: ... اگر تو شاهد چيزي بودي كه ما ديديم تو هم همچون ما مي كردي. گروهي بر ما تاختند كه دستهايشان بر قبضه شمشيرها بود همچون شيران خشمگين سواران را از چپ و راست در هم مي نورديدند و خويش را به كام مرگ مي افكندند. نه امان مي پذيرفتند نه علاقه به مال داشتند و نه چيزي مي توانست مانع ورودشان بر بركه هاي مرگ گردد!!! اگر اندكي از آنان دست بر مي داشتيم جان همه سپاه را مي گرفتند. اي بي مادر پس مي خواستي چه كنيم؟!...

 براي آشنايي با برخي فضائل آنان كه حواريين امام حسين ع بودند رجوع كنيد به منتخب التواريخ ص 245 تا 255 كه بيست و شش فضيلت براي آنان بر شمرده است از جمله : رضايت از خدا- با وفا ترين اصحاب- ثبت بودن نامشان در لوح محفوظ- برتربودن مقامشان از همه شهدا- همت والا با عده كم- توفيق بازگشت بدنيا در عصر رجعت- معروف بودنشان در آسمانها- شوق شهادت در ركاب امام حسين ع- ياران واقعي دين خدا- وارستگي و زهد و عبادت- دفن در سرزمين مقدس كربلا و...

همين فضيلتهاست كه آنان را محبوب دلها ساخته و در دنيا و آخرت مورد غبطه جهانيانند.

قبر شهداي كربلا همه در حرم سيدالشهداع است.

در راه دوست كشته شدن آرزوي ماست

دشمن اگر چه تشنه بخون گلوي ماست

گرديم دور يار چو پروانه گرد شمع

چون سوختن در آتش عشق آرزوي ماست

از جان گذشته ايم و به جانان رسيده ايم

درراه وصل اين تن خاكي عدوي ماست

خاوش گشته ايم و فراموش كي شويم

بس اين قدر كه در همه جا گفتگوي ماست

ماراطواف كعبه بجز دور يار نيست

كز هر طرف رويم خدا روبروي ماست

منابع: سفينه البحار ج2 ص11 - انصار الحسين ج6 ص201 و... - جزوه تشكيلات توحيدي عاشورا فاطمي پناه ص23 - مقتل خوارزمي ج1 ص246 لهوف ص79 - شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج3ص263 و... فرهنگ عاشورا جواد محدثي
 
آل عقیل

جمعی از فرزندان عقیل : چه فرزندان خود او یا نوه هایش از شهدای کربلا و حماسه آفرینان نهضت حسینی بودند که جان خویش را فدای امام کردند. پیشتر نیز مسلم بن عقیل فدای دین خدا و راه حسین ع شده بود. دو تن از پسران مسلم از شهدای کربلا بودند. این حماسه آفرینان از نسل ابو طالب که عمو زاده خویش سیدالشهدا ع را یاری کردند عبارتند از: عبدالله بن مسلم- محمد بن مسلم- جعفربن عقیل- عبدالرحمان بن عقیل- محمد بن عقیل- عبدالله الاکبر- محمد بن ابی سعید بن عقیل- علی بن عقیل و عبدالله بن عقیل . این نه نفر که برخی شان فقیه و عالمی بزرگ بودند هر کدام پس از نبردی شور انگیز بشهادت رسیدند.
 
آل مراد

نام قبیله ای که هانی بن عروه بزرگ و رئیس آن در کوفه بود. هانی هرگاه ندا می داد چهار هزار مسلح و هشت هزار پیاده تحت فرمانش جمع می شدند. وقتی هانی را برای گردن زدن به بازار کوفه بردند. هانی آل مراد را صدا کرد ولی کسی از بیم جان خویش به حمایتش بر نخاست. هانی در ایام حضور مسلم بن عقیل در کوفه میزبان او بود و بیش از مسلم دستگیر و شهید شد.
 
نمونه هایی از ارقام و آمار کربلا ....
(1) مدت قیام امام حسین ع از روز امتناع از بیعت با یزید تا روز عاشورا ۱۷۵ روز طول کشید: ۱۲ روز در مدینه - ۴ ماه و ۱۰ روز در مکه - ۲۳ روز بین راه مکه تا کربلا و ۸ روز در کربلا ( ۲ تا ۱۰ محرم ).

(2) منزلهایی که بین مکه تا کوفه بود و امام حسین آنها را پیمود تا  به کربلا رسید ۱۸ منزل بود.  (معجم البلدان).

 (3) فاصله منزلها با هم سه فرسخ و گاهی پنج فرسخ بود. 

(4) منزلهای میان کوفه تا شام ۱۴ منزل بود که اهل بیت را در حال اسارت از آنها عبور دادند. 

 (5) فاصله منزلها با هم سه فرسخ و گاهی پنج فرسخ بود.    

(6) نامه هایی که از کوفه به امام حسین ع در مکه رسید و او را دعوت به آمدن کرده               بودند ۱۲۰۰۰ نامه بود ( طبق نقل شیخ مفید ).        

(7) بیعت کنندگان با مسلم بن عقیل در کوفه ۱۸۰۰۰ نفر - یا ۲۵۰۰۰ نفر و یا ۴۰۰۰۰ نفر گفته شده است.

(8) شهدای کربلا از اولاد ابی طالب که نامشان در زیارت ناحیه آمده است ۱۷ نفر . شهدای کربلا از اولاد ابی طالب که نامشان در زیارت ناحیه نیامده ۱۳ نفر . سه نفر هم کودک از بنی هاشم شهید شدند. جمعا ۳۳ نفر . این افراد به این صورت اند: امام حسین (ع ) ۱ نفر - اولاد امام حسین ع ۳ نفر - اولاد علی ع ۹ نفر - اولاد امام حسن ع ۴ نفر - اولاد عقیل ۱۲ نفر - اولاد جعفر ۴ نفر.

(9) غیر ازامام حسین ع و بنی هاشم شهدایی که نامشان در زیارت ناحیه مقدسه و برخی منابع دیگر آمده است ۸۲ نفرند. غیر از آنان نام ۲۹ نفر دیگر در منابع متاخر تر آمده است.

(10) جمع شهدای کوفه از یاران امام ۱۳۸ نفر. تعداد ۱۴ نفر از جمع این جناح حسینی غلام بوده اند.

(11) شهدایی که سرهایشان بین قبایل تقسیم شد و از کربلا به کوفه بردند ۷۸ نفر بودند.

 (12) تقسیم سرها به این صورت بود: قیس بن اشعث رییس بنی کنده ۱۳ سر- شمر رئیس هوازن ۱۲ سر- قبیله بنی تمیم ۱۷ سر - قبیله بنی اسد ۱۶ سر- قبیله مذحج ۶ سر- افراد متفرقه از قبایل دیگر ۱۳ سر.

(13) سید الشهدا ع هنگام شهادت ۵۷ سال داشت.

(14) پس از شهادت امام حسین ع ۳۳ زخم نیزه و ۳۴ ضربه شمشیر - غیر  زخمهای تیر بر بدن آن حضرت بود. 
 
(15) شرکت کنندگان در اسب تاختن بر بدن امام حسین ع  ۱۰ نفر بودند.

(16) تعداد سپاه کوفه ۳۳ هزار نفر بودند که به جنگ امام حسین ع آمدند. آنچه در نوبت اول آمد تعداد ۲۲ هزار بودند به این صورت: عمر سعد با ۶۰۰۰ - سنان با ۴۰۰۰ هزار - عروه بن قیس با ۴۰۰۰ هزار - شمر با ۴۰۰۰ هزار - شبث بن ربعی با ۴۰۰۰ هزار آنچه بعدا اضافه شدند: یزید بن رکاب کلبی با ۲۰۰۰ هزار - حصین بن نمیر با ۴۰۰۰ هزار - مازنی با ۳۰۰۰ - نصر مازنی با ۲۰۰۰ هزار.                             

(17) سید الشهدا ع روز عاشورا برای ۱۰ نفر مرثیه خواند و در شهادتشان سخنانی فرمود و آنان را دعا - یا دشمنان آنان را نفرین کرد. اینان عبارتند از: علی اکبر - عباس - قاسم - عبدالله بن حسن - عبدالله طفل شیر خوار - مسلم بن عوسجه - حبیب بن مظاهر - حربن یزید ریاحی - زهیر بن قین و جون . و در شهادت ۲ نفر بر آنان درود و رحمت فرستاد: مسلم و هانی . 

(18) امام حسین ع بر بالین ۷ نفر از شهدا پیاده رفت: مسلم بن عوسجه - حر - واضح رومی - جون - عباس - علی اکبر - قاسم.                      

(19) سر ۳ شهید را روز عاشورا بجانب امام حسین ع انداختند: عبدالله بن عمیرکلبی - عمرو بن جناده- عابس بن ابی شبیب شاکری.

(20) ۳ نفر را روز عاشورا قطعه قطعه کردند: علی اکبر- عباس- عبدالرحمن عمیر.                    

(21) مادر ۹ شهید از شهدای کربلا در روز عاشورا حضور داشتند و شاهد شهادت پسر بودند: عبدالله بن حسین که مادرش رباب بود- عون بن عبدالله جعفر مادرش زینب- قاسم بن حسن مادرش رمله- عبدالله بن حسن مادرش بنت شلیل جلیله- عبدالله بن مسلم مادرش رقیه دختر علی ع - محمد بن ابی سعید بن عقیل- عمرو بن جناده- عبدالله بن وهب کلبی مادرش ام وهب - علی اکبر( بنا به نقلی مادرش لیلی که ثابت نیست).               

 (22) ۵ کودک نا بالغ در کربلا شهید شدند: عبدالله رضیع شیر خوار امام حسین ع - عبدالله بن حسن- محمد بن ابی سعید بن عقیل- قاسم بن حسن- عمرو بن جناده انصاری.

(23) ۵ نفر از شهدای کربلا از اصحاب رسول خدا ص بودند: انس بن حرث کاهلی- حبیب بن مظاهر- مسلم بن عوسجه- هانی بن عروه- عبدالله بن بقطر عمیری. 

(24) در رکاب سیدالشهدا ع ۱۵ غلام شهید شدند: نصر و سعد ( از غلامان علي ع ) منحج ( غلام امام مجتبي ع ) اسلم و قارب ( غلامان امام حسين ع ) حرث غلام حمزه- جون غلام ابوذر- رافع غلام مسلم ازدي- سعد غلام عمر صيداوي- سالم غلام بني المدينه- سالم غلام عبدي- شوذب غلام شاكر- شيب غلام حرث جابري- واضح غلام حرث سلماني- اين چهارده نفر در كربلا شهيد شدند. سلمان غلام امام حسين ع كه آن حضرت او را به بصره فرستاد و آنجا شهيد شد.

(25) دو نفر از ياران امام حسين ع روز عاشورا اسير و شهيد شدند: سوار بن منعم و موقع بن ثمامه صيداوي.

(26) چهار نفر از ياران امام در كربلا پس از شهادت آن حضرت به شهادت رسيدند: سعد بن حرث و برادرش ابوالحتوف - سويد بن ابي مطاع ( كه مجروح بود و محمد بن ابي سعيد بن عقيل).

(27) هفت نفر در حضور پدرشان شهيد شدند: علي اكبر - عبدالله بن حسين- عمروبن جناده - عبيدالله بن يزيد - عبدالله بن يزيد- مجمع بن عائذ- عبدالرحمن بن مسعود.

(28) پنج نفر از زنان از خيام حسيني بطرف دشمن بيرون آمده و حمله يا اعتراض كردند: كنيز مسلم بن عوسجه- ام وهب زن عبدالله كلبي- مادر عبدالله كلبي- زينب كبري- مادر عمرو بن جناده.

(29) زني كه در كربلا شهيد شد مادر وهب ( همسر عبدالله بن عمير كلبي ) بود.

(30) زناني كه در كربلا بودند:زينب- ام كلثوم- فاطمه- صفيه- رقيه- ام هاني( اين شش نفر از اولاد امير المونين ع بودند) فاطمه و سكينه ( دختران سيدالشهدا ع ) رباب- عاتكه- مادر محسن بن حسن- دختر مسلم بن عقيل- فضه نوبيه- كنيز خاص حسين ع- مادر وهب بن عبدالله .
 
ابراهيم بن حصين ازدي:

از شهداي كربلا و اصحاب دلاور امام حسين ع بود. از جمله كساني كه سيدالشهدا ع در لحضات تنهايي نام برخي از ياران را مي برده و صدا مي زده است:

و يا ابراهيم بن حصين ... رجز او در ميدان نبرد چنين بود:

اضرب منكم مفصلا و ساقا

ليهرق اليوم دمي اهراقا

و يرزق الموت ابو اسحاقا

اعني بني الفاجره الفساقا

وي بعد از ظهر عاشورا در كنار امام حسين ع به شهادت رسيد...

ابوبكر بن حسن بن علي ع:

از شهداي كربلا فرزند امام حسن مجتبي ع . مادر او كنيز ( ام ولد ) بود. از مدينه همراه عمويش امام حسين ع به كربلا آمد و روز عاشورا پس از شهادت قاسم بن حسن خدمت سيدالشهدا ع آمد و اجازه ميدان طلبيد و بميدان رفت و پس از نبردي دلاورانه به شهادت رسيد. قاتلش عبدالله بن عقبه بود. نام اين شهيد بزرگوار در زيارت ناحيه مقدسه هم آمده است.
 
ابو ثمامه صائدي:

از ياران سيدالشهدا و شهيد نماز كه روز عاشورا به فيض شهادت رسيد. وي از چهره هاي سرشناس شيعه در كوفه و مردي آگاه و شجاع و اسلحه شناس بود. مسلم بن عقيل در ايام بيعت گرفتن از مردم براي نهضت حسيني او را مسوول دريافت اموال و خريد اسلحه قرار داده بود. نامش عمربن عبدالله بود. پيش از شروع درگيريهاي كربلا خود را از كوفه به كربلا رساند و به امام پيوست.

روز عاشورا كه ياران حسين بن علي ع بتدريج شهيد مي شدند و از تعدادشان كاسته مي شد و اين كاهش محسوس بود. ابو ثمامه هنگام ظهر خدمت امام آمد و گفت: جانم فداي تو! چنين مي بينم كه دشمنان به تو نزديك شده اند. بخدا قسم تو كشته نخواهي شد مگر آنكه من پيش از تو كشته شوم. دوست دارم خداي خويش را در حالي ديدار كنم كه اين نماز را كه وقتش نزديك شده بخوانم. امام نگاهي به بالا افكند. فرمود: نماز را بياد آوردي خدا تو را از نماز گزاران ذاكر قرار دهد. آري اينك اول وقت نماز است. مهلتي از سپاه دشمن خواستند . آنگاه ابوثمامه و جمعي ديگر با امام حسين ع نماز جماعت خواندند. وي جزء آخرين سه نفري بود كه از ياران امام تا عصر عاشورا زنده مانده بودند. برخي گفته اند كه در اثر جراحتهاي بسيار بر زمين افتاد خويشانش او را بدوش كشيده و از ميدان بدر بردند و مدتها بعد از دنيا رفت.
 
ابو عمرو نهشلي ( يا: خثعمي):

از شهداي كربلاست كه بقولي در حمله اول و به نقلي در نبرد تن به تن شهيد شد. از شخصيتهاي كوفه و مردي متهجد و شب زنده دار بود.
 
ادهم بن اميه عبدي:

از شيعان بصره بود كه در منزل مارية بنت منقذ نيز حضور مي يافت. روز عاشورا در حمله اول به شهادت رسيد.
اسراي کربلا
حضرت زينب و حضرت سجاد ع دو چهره بارز آن جمع بودند و با نطقها و خطابه هاي خويش امويان را رسوا و شهداي كربلا را معرفي كردند.

اسامی اسرا از اهل بیت ع و دیگران

( طبق آنچه در منتخب التواريخ آمده است ) چنين است:

(1) امام زين العابدين ع

(2) امام محمد باقر ع چهار ساله

(3) محمد بن حسين بن علي

(4) عمربن حسين

(5) حسن بن حسين

(6) زيدبن الحسن المجتبي

(7) عمربن الحسن المجتبي كه مجروح شد و به كوفه بردند.

(8) محمد بن عمربن الحسن المجتبي.

اما از بانوان:

(1) زينب كبري ع 2
(2) ام كلثوم (طبق اسناد معتبر حضرت ام کلثوم هماتن حضرت زینب است)
(3) فاطمه
(4) رقيه

(5) صفيه

(6) ام هاني ( اين شش نفر از دختران علي ع بودند)

(7) فاطمه دختر امام حسين ع

(8) سكينه دختر امام حسين ع دختري كه مي گويند در خرابه شام جان داد.

(9) رباب همسر امام حسين

(10) شاه زنان همسر امام سجاد ع

(11) مادر محسن فرزند سيدالشهداع ( اين فرزند در راه شام سقط شد)

(12) دختر مسلم بن عقيل

(13) فضه كنيز فاطمه ع

(14) يكي از كنيزان امام حسين ع

(15) مادر وهب بن عبدالله. نسبت به برخي از اين 25 نفر نقلهاي ديگر هم وجود دارد و همه مورد اتفاق نيست.
 
اسلم تركي

يكي از شهداي كربلا وي غلام سيدالشهدا ع و ترك زبان بود تير انداز و كماندار بود و كاتب امام حسين ع بشمار مي رفت. قاري قران و آشنا به عربي بود. برخي نام او را سليمان و سليم هم نوشته اند
 
ام خلف

همسر مسلم بن عوسجه: از زنان بر جسته شيعه در كربلا از ياران حضرت سيدالشهدا ع بود. پس از شهادت مسلم بن عوسجه پسرش خلف آماده جنگ شد. امام حسين ع از او خواست كه به سرپرستي مادرش بپردازد. ولي مادرش او را تشويق به جنگ كرد و گفت: جز با ياري پسر پيغمبر از تو راضي نخواهم شد. خلف پس از نبردي دليرانه به شهادت رسيد. پس از شهادتش سر او را به طرف مادرش پرتاب كردند. او هم سر را بر داشته بوسيد و گريست. ماجرايي نظير اين در باره ام وهب و پسرش وهب بن عبدالله كلبي نقل شده است. از آنجا كه در ميان شهداي كربلا كسي به نام خلف بن مسلم نيست احتمالا اشتباهي در نقل پيش آمده و ام وهب و پسرش وهب صحيح تر باشد.
ام وهب

وي دختر / عبد / و همسر عبدالله بن عمير كلبي از طايفه / بني عليم / بود. چون شوهرش تصميم گرفت از كوفه به ياري حسين ع بيرون آيد. ام وهب نيز اصرار كرد تا او را هم با خود ببرد. شبانه به ياران حسين ع در كربلا پيوستند. روز عاشورا وقتي شوهرش عبدالله بن عمير به ميدان رفت او نيز چوبي به دست گرفت و به ميدان شتافت ولي امام حسين ع مانع او شد و فرمود: بر زنان جهاد نيست. اما پس از شهادت شوهرش به بالين او رفت و صورت او را پاك مي كرد كه شمر غلامي را سراغ او فرستاد. آن غلام با گرزي بر سر آن زن كوبيد و او را شهيد كرد.

اميه بن سعد طائي

از شهداي كربلا به شمار آمده كه خود را در كربلا به امام حسين ع رساند و روز عاشورا به نقلي در حمله اول شهيد شد. سوار كاري نامي و شجاع از كوفيان و از اصحاب امير المومنين ع بوده است. ودر جنگ صفين هم حضور داشته است. ساكن كوفه بود روز هشتم محرم به سيدالشهدا ع پيوست.

انس بن حارث كاهلي

از شهداي كربلاست. وي از اصحاب پيامبر خدا ص از طايفه / بني كاهل - از بني اسد / بود كه از عربهاي شمال محسوب مي شدند. گفته اند در جنگ بدر و حنين هم شركت داشت. پيرمردي سالخورده از شيعيان كوفه بود كه موقعيتي والا داشت. شبانه خود را به كربلا رساند و روز عاشورا در ركاب حسين ع به سعادت شهادت رسيد.
 
انيس بن معقل اصبحي

در كتابهاي مقتل نام او در عداد شهداي كربلا آمده است. وي در كربلا به ياران امام حسين ع پيوست. به نقل مناقب بعد از ظهر عاشورا پس از شهادت / جون / غلام ابوذر او به ميدان آمد و در حالي كه رجز زير را مي خواند پيكار كرد و بيست و چند نفر را كشت و به شهادت رسيد
 
بشر ( بشير ) بن عمرو حضرمي

از شهداي كربلاست. نامش در زيارت رجبيه هم آمده است. وي يكي از دو مردي بود كه پيش از شهادت جوانان بني هاشم از ياران حسين ع باقي مانده بودند. انساني پايدار- بصير و با وفا و از مردم // حضر موت // يمن بود. در كربلا خود را به كاروان حسين ع ملحق ساخت. در همان دوران فرزندش در شهر ري اسير بود. با آنكه امام بيعت خود را از او بر داشت ولي حاضر نشد دست از امام بكشد. اغلب مورخان شهادت او را در حمله اول دانسته اند. قبر او در بقعه دسته جمعي شهداي كربلا در پايين پاي سيدالشهداست. بشر بن عمر هم نقل شده است.

بشير بن حذلم

از ياران امام سجاد ع بود. وي كه در سفر اهل بيت امام حسين ع از شام به مدينه همراه آنان بود هنگام ورود به مدينه به دستور امام سجاد ع مامور شد زودتر به مدينه برود و خبر شهادت ابا عبدالله ع و آمدن اهل بيت را به اطلاع مردم برساند. او كه همچون پدرش طبع شعر داشت در مسجد پيامبر ص خبر كشته شدن سيدالشهدا و باز گشت قافله حسيني را با اين دو بيت به مردم رساند
 
خصوصيات منطقه عمليات در كربلا بصورت زير بوده است :

(1) نزديك رودخانه دجله و فرات .

(2) دجله در سمت چپ وفرات در سمت راست كربلا.

(3) از نظر آب و هوايي در منطقه خشك و گرم عراق قرار گرفته ودر ضلع شمال شرقي ايران قرار دارد ودر جنوب غربي حجاز واقع شده است.

(4) منطقه رملي و نيمه جنگلي است.

(5) در حاشيه نهر علقمه نخلستاني قرار دارد.

(6) داراي تپه ماهور و پستي و بلنديهاي بسيار .

(7) نهر علقمه از فرات منشعب شده است ودر نزديكي اردوگاه حسيني قرار دارد.

(8) موسم تابستان با گرماي مخصوص منطقه .

(9) كربلا در حاشيه فرات و قبرستان يهود قرار گرفته است.

(10) از نظر اهميت جغرافيايي - نقطه كور - منزوي و فراموش شده - فاقد هر گونه امتياز و اهميت ويژه سياسي - فرهنگي - نظامي و اقتصادي است....

خصوصيات حركت زميني سيدالشهدا ع :

( عقب نشيني تاكتيكي - در زمان غير قابل پيش بيني ) :

(1)بهره گيري از زمين جهت ايجاد جنگ رواني .

(2) انتخاب كميت زمين براي به دست گيري ابتكار عمل در جنگ .

(3) در اختيار گرفتن زمان و سلب آن از دشمن .

 (4) ايجاد توازن دفاعي .

(5) تجزيه نيرو و تغيير جهت دشمن به سمت ضعف .

(6) به هم زدن نظم تشكيلاتي و ايجاد تغيير در قرار گاه جنگي دشمن .

(7) سلب اختيار از دشمن و به دست كرفتن ابتكار حركت .

(8) اخلال در سيستم تصميم گيري فرماندهان نظامي .

(9) عقب نشيني تاكتيكي .

(10) به دست گرفتن ابتكار عمل در زمين .

(11) به موضع انفعالي كشيدن دشمن.

(12) استفاده از پوشش طبيعي و تصنعي زمين و بهره گيري از آن جهت استتار و اختفاء .

(13) جلوگيري از تمركز قوا هنگام حمله دشمن و ايجاد فاصله جغرافيايي بين فرماندهي - تداركات و ارتباطات .

(14) ايجاد شتابزدگي در تصميم گيري نظامي و كندي در عمل دشمن .

(15) سلب هرگونه بهره گيري استراتژيك از زمين ( از دشمن) .

(16) افزايش محدوديت در ميدان عمل و كاهش شديد ميزان كارآيي دشمن .

(17) تعيين جهت حمله و نوع آرايش جنگي دشمن بوسيله زمين .

(18) به دست گرفتن ابتكار عمل در سازماندهي و تجديد سازمان از لحاظ كمي و كيفي .

(19) تعيين نوع بهره وري از زمين براي دشمن ( بصورت مطلوب ) .

(20) موضعگيري و آرايش مطلوب در دفع حمله .

(21) احراز آمادگي در هر شرايطي تا هر زمان و سلب آمادگي از دشمن به وسيله زمين .

(22) بدون حركت و صرف انرژي - آرايش دشمن را براي چند ساعت به صورت جنگ رواني بر هم زد .

مختصات جبهه جنگي حضرت ابا عبدالله الحسين ع :

(1) نام عمليات : هيهات مناالذله

(2) سال عمليات : 61 هجري قمري

(3) ماه عمليات : محرم الحرام

(4) روز عمليات : جمعه دهم محرم

(5) نوع عمليات (جنگ) : جهاد ابتدائي

(6) استراتژي حركت و حمله : افشاي چهره نفاق - تشكيل حكومت

(7) موضع جنگي : دفاعي

(8) طول جبهه دفاعي ( قطر نعل) : 180 متر

(9) طول محور عمليات : 360 متر

(10)فاصله خيمه ها : 2 متر

(11)تعداد خيمه ها : 60 عدد

(12) تركيب كيفيت نيرو : بني هاشم - ياران - زنان و كودكان

(13) وضعيت روحي و رواني : عاشقاني حفاظت پيشه

(14) تعداد سواره نظام : 32 نفر

(15) تعداد پياده نظام : 40 نفر

(16) تعداد كل نيروهاي رزمي : 72 نفر

(17) فرمانده كل قوا : سيدالشهدا حسين بن علي ع

(18) پرچمدار لشكر : ابوالفضل العباس ع

(19) فرمانده سمت راست : زهيربن قين

(20) فرمانده سمت چپ : حبيب بن مظاهر

(21) وضعيت تداركات : محاصره كامل

(22) وضعيت تجهيزات : كمبود شديد

(23) وضعيت آب و آذوقه : محاصره ( تشنگي - گرسنگي )

(24) موقعيت جغرافيايي : قتلگاه

(25) زمان و ساعت شروع حمله : دو ساعت گذشته از روز ( 8 صبح )

(26) رمز عمليات : لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم

(27 ) نوع آرايش جنگي : ساعتي - مثلثي - نعلي

(28) تعداد بر هم زدن آرايش دشمن : در سه مرحله كه مرحله چهارم به جنگ تن به تن انجاميد .

(29) طول مدت عمليات : 8 ساعت

(30) پايان عمليات : غروب آفتاب همان روز
 
جابربن حارث سلماني

از شهداي كربلاست. نام او را جناده - حباب - حيان و حسان هم گفته اند. وي از شخصيتهاي شيعه در كوفه بود كه در نهضت مسلم بن عقيل هم مشاركت داشت و پس از شكست آن- همراه گروهي به سوي حسين ع حركت كردند و پيش از رسيدن آن حضرت به كربلا به او پيوستند. هر چند لشكر حر مي خواستند مانع پيوستن او به حسين ع شوند ولي نتوانستند . وي روز عاشورا به شهادت رسيد.
 
جابربن حجاج تيمي:

از شهداي عاشورا در حمله نخست است. وي از سواركاران شجاع كوفه بود كه در كربلا از سپاه عمر سعد به سپاه حسين ع پيوست. در نهضت مسلم بن عقيل نيز از بيعت كنندگان با وي بود
 
جبلة بن علي شيباني :

از شجاعان كوفه كه در كربلا : در حمله اول روز عاشورا به شهادت رسيد. وي در صفين - در ركاب اميرالمومنين علي ع حضور داشت و در قيام مسلم بن عقيل در كوفه همراه او بود. پس از شهادت مسلم - نزد قبيله خود رفت و پنهان شد و آنگاه كه امام حسين ع به كربلا آمد خود را به آن حضرت رساند و در ركابش جنگيد و شهيد شد. نام او در ضمن نامهايي كه در زيارت ناحيه مقدسه ذكر شده آمده است
 
جعفر بن علي بن ابيطالب ع‌ :

فرزند اميرالمومنين ع و برادر ابالفضل العباس بود كه در كربلا شهيد شد. هنگام شهادت 19 سال داشت. قاتلش هاني بن ثبيت حضرمي يا خولي بن يزيد بود.

جنادة بن كعب انصاري :

از شهداي كربلاست. نامش را جنادة بن حرث هم نوشته اند. از طايفه خزرج بود. از مكه همراه امام حسين ع به كوفه آمده و در روز عاشورا در حمله اول به شهادت رسيد. پسرش ( عمر بن جناده ) نيز در كربلا شهيد شد.  برخي او را بنام جدش ( جنادة بن حارث ) ذكر كرده اند.

جندب بن حجير خولاني :

از شهداي عاشورا در كربلاست. نامش در زيارت رجبيه نيز آمده است. برخي نامش را / جندب بن حجر / نوشته اند. وي از چهره هاي بارز شيعه در كوفه و از ياران علي ع بود و قبل از رسيدن سپاه حر بببه اروان امام حسين ع از كوفه بيرون آمده و به كاروان حسيني پيوسته بود. شهادتش را در حمله اول نوشته اند.

جون :

غلام سياه ابوذر غفاري كه در كربلا به شهادت رسيد. جون بن حوي پس از شهادت مولايش ابوذر به مدينه بر گشت و در خدمت اهل بيت در آمد. ابتدا خدمت اميرالمومنين ع بود. سپس در خدمت امام حسن و امام حسين ع و بالاخره در خدمت امام سجاد ع بود. در سفر كربلا از مدينه همراه امام تا مكه و از آنجا به كربلا آمد. چون به اسلحه سازي و اسلحه شناسي آشنا بود به نقل ابن اثير و طبري - شب عاشورا هم در كربلا به كار اصلاح سلاحها اشتغال داشت. با آنكه سن او زياد بود ولي روز عاشورا از سيدالشهدا ع اذن ميدان طلبيد. امام او را رخصت داد تا برود و آزادش كرد. ولي با اصرار مي خواست در روزهاي شادي و غم و راحت و رنج - از خاندان پيامبر ص جدا نشود. به امام حسين ع عرض كرد : گر چه نسبم پست و بويم ناخوش و چهره ام سياه است ولي مي خواهم به بهشت روم و شرافت يابم و رو سفيد شوم. از شما جدا نمي شوم تا خون سياهم با خونهاي شما آميخته شود. پس از نبرد وقتي بر زمين افتاد امام خود را به بالين او رساند و چنين دعا كرد : خدايا ! رويش را سفيد و بويش را معطر كن و او را با نيكان محشور گردان // اللهم بيض وجهه و طيب ريحه و احشره مع الابرار و عرف بينه و بين محمد و آل محمد //  به دعاي امام - بويش معطر گشت. امام باقر ع از امام سجاد ع روايت مي كند كه پس از عاشورا كه مردم براي دفن كشته ها به ميدان مي آمدند ( و بني اسد براي دفن شهدا آمدند ) پس از ده روز بدن جون را در حالي يافتند كه بوي مشك از آن به مشام مي رسيد
 
جوين بن مالك ضبعي :

از ياران حسين ع كه در كربلا شهيد شد. نامش نيز در زيارت ناحيه مقدسه آمده است. گفته اند وي ابتدا در سپاه عمر سعد بود. سپس به حسين بن علي ع پيوست و در ركاب او جنگيد و در حمله اول به شهادت رسيد. بعضي نامش را جوير بن مالك يا حوي بن مالك نقل كرده اند. برخي هم او را با همان جون غلام ابوذر اشتباه رفته اند
 
 حارث بن امري القيس كندي :

نامش در شمار شهداي كربلا آمده است، از شجاعان و عابدان بود. همراه سپاه ابن سعد به كربلا آمد. چون سيدالشهدا را در محاصره سپاه كوفه يافت، به كاروان حسين ع پيوست و در روز عاشورا در حمله نخستين به شهادت رسيد.

حبيب بن عبدالله نهشلي :

از شهداي كربلا به حساب آمده است. بعضي او را شبيب بن عبدالله خثعمي ، يا ابو عمر نهشلي دانسته اند.

حبيب بن مظاهر :

از شهداي والا قدر كربلا بود. حبيب بن مظاهر ( مظهر ) اسدي، از طايفه بني اسد، كوفي و از اصحاب رسول خدا ص بود. در هر سه جنگ صفين ، نهروان و جمل ، در ركاب علي ع شركت داشت. از اصحاب خاص اميرالمومنين ع و حاملان علم آن حضرت و در علوم قراني شاگرد خاص وي بود. حضرت امير ، او را كه از حاملان علوم بود، به علم // منايا و بلايا // ( آنچه بعدها اتفاق خواهد افتاد ) آگاه ساخته بود.
عضو گروه ويژه // شرطة الخميس // بود كه نيروي ضربتي و مطيع علي ع بودند. در نهضت مسلم بن عقيل در كوفه، وي از كساني بود كه در راه بيعت گرفتن براي مسلم، كوشش مي كرد. نيز از سران شيعه در كوفه محسوب مي شد كه به حسين بن علي ع دعوت نامه نوشت. نزد امام حسين ع موقعيت والايي داشت. در كربلا نيز امام، او را به عنوان فرمانده جناح چپ سپاه خويش تعيين كرد. حبيب، تلاش فراواني داشت كه ياراني از بني اسد را به ياري حسين ع بياورد، اما سپاه اموي مانع پيوستن آنان به ياران سيدالشهدا ع شدند.  گفتگوي او با ميثم تمار، هنگام عبور از مجلس بني اسد، سالها پيش از عاشورا، كه هر يك نحوه شهادت ديگري را پيشگويي مي كرد و مايه شگفتي حاضران بودند، معروف است،  و اين از همان علم مناياست كه از علي آموخته بودند و جريانات آينده را جز داشتند. روز عاشورا رجزي كه در حمله هايش مي خواند چنين بود :

انا حبيب و ابي مظهر ... فارس هيجاء و حرب تسعر

حبيب بن مظاهر، روز عاشورا از اينكه با شهادتش به بهشت خواهد رفت، خوشحال بود و با // برير بن خضير // مزاح مي كرد. شهادت او بر حسين ع بسيار سخت بود. هنگام شهادت 75 سال داشت. سر او نيز همراه سرهاي شهدا در كوفه گردانده شد.

حجاج بن زيد سعدي :

از شهداي كربلاست. برخي هم نام او را حجاج بن بدر گفته اند. وي اهل بصره بود. نامه اي هم از سوي مسعود بن عمرو ازدي براي حسين بن علي ع برد ( در پاسخ نامه حسين ع ) كه خطاب به او و سران بصره نوشته و آنان را به ياري خويش فراخوانده بود.  نامش در زيارت ناحيه مقدسه نيز آمده است.

حجاج بن مسروق جعفي :

از شهداي گرانقدر عاشورا و موذن سيدالشهدا ع.  وي اهل كوفه و از ياران اميرالمومنين ع بود. وقتي خبر هجرت امام حسين ع را از مدينه به مكه شنيد، خود را به آن حضرت رساند و همراه امام از آنجا به كربلا آمد. همواره ملازم سيدالشهدا بود و در پنج وقت نماز ، اذان مي گفت. در مسير راه ، وقتي كه امام حسين ع به منزلگاه // قصر بني مقاتل // رسيد و در آنجا خيمه گاه عبيدالله بن حر جعفي را ديد، حجاج بن مسروق را در پي او فرستاد تا او را به پيوستن به امام فرا خواند.  ( گر چه توفيق حسيني شدن نيافت).

هنگامي كه كاروان حسين ع با سپاه حر بر خورد كردند، او به امر امام، اذان ظهر گفت. در برخي كتب از او با عنوان // موذن حسين // ياد كرده اند.  روز عاشورا به ميدان رفت و جنگيد و غرق خون نزد امام بر گشت. پس از گفتگويي با سيدالشهدا ، بار ديگر به ميدان رفت و شهيد شد
 
حربن یزید ریاحی :

شهید والا قدر عاشورا ، حر از خاندانهای معروف عراق و از روسای کوفیان بود . به در خواست ابن زیاد ، برای مبارزه با حسین بن علی ع فرا خوانده شد و به سرکردگی هزار سوار بر گزیده گشت . گفته اند وقتی از دار العماره کوفه ، با ماموریت بستن راه بر امام حسین ع بیرون آمد ، ندایی شنید که :

ای حر ! مزده باد تو را بهشت ... (5) در منزل // قصر بنی مقاتل // یا // شراف // راه را بر امام بست و مانع از حرکت آن حضرت به سوی کوفه شد . کاروان حسینی را همراهی کرد تا به کربلا رسیدند و امام در آنجا فرود آمد . حر وقتی فهمید کار جنگ با حسین بن علی ع جدی است ، صبح عاشورا به بهانه آب دادن اسب خویش ، از اردوگاه عمر سعد جدا شد و به کاروان حسین ع و جبهه حق پیوست . توبه کنان کنار خیمه های امام آمد و اظهار پشیمانی کرد ، سپس اذن میدان طلبید . این انتخاب شگفت و بر گزیدن راه بهشت بر دوزخ ، از حر ، چهره ای دوست داشتنی و قهرمان ساخت . حر با اذن امام به میدان رفت و در خطابه ای موثر ، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین ع توبیخ کرد . چیزی نمانده بود که سخنان او ، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با سیدالشهدا ع منصرف سازد ، که سپاه عمر سعد ، او را هدف تیرها قرار داد . نزد امام باز گشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجز خوانی ، به مبارزه پرداخت و پس از نبردی دلیرانه به شهادت رسید
 
 
حلاس بن عمر راسبی :

از شهدای کربلاست که در حمله اول در روز عاشورا به شرف شهادت نایل شد .

گفته اند در زمان علی ع در کوفه رئیس شهربانی این شهر بود . سپس او و برادرش نعمان ، همراه عمر سعد بودند . اما سر انجام متحول شده و به اردوگاه امام حسین ع پیوستند
 
حماد بن خزاعی مرادی :

از شمار شهدای کربلاست . نامش در زیارت رجبیه آمده است
 
حنظله بن اسعد شبامی :

از شهدای کربلاست و نامش در زیارت ناحیه مقدسه آمده است . کوفی است و شبام ، نام طایفه ای از همدانیان است .  حنظله از چهره های شیعی در کوفه و زبان آور ، شجاع و معلم قران بود . چون سیدالشهدا ع به کربلا رسید ، وی به آن حضرت پیوست . وی جزء شهدایی است که تا اواخر زنده بود و از جان حسین بن علیع در مقابل تیرها و نیزه های دشمن محافظت می کرد و گاهی هم با سخنانش به سپاه کوفه هشدار می داد و موعظه می کرد .  روز عاشورا ، پس از شهادت جمعی از یاران ، از امام رخصت طلبید و به میدان رفت و جان خود را فدای راه خدا کرد .

حنظله بن عمرو شیبانی :

از شهدای کربلاست که در حمله اول ( و به قولی در نبرد تن به تن ) به شهادت رسید . برخی معتقدند او همان حنظله بن اسعد شبامی است
 
خالد بن عمرو بن خالد ازدی :

نام او در شمار شهدای کربلا آمده است
 
 رباب :


رباب ، دختر امرء القیس بن عدی ، همسر سیدالشهدا ع ، و مادر سکینه و علی اصغر ( عبدالله ) . او در سفر کربلا حضور داشت و همراه اسیران به شام رفت ، سپس به مدینه باز گشت و مدت یک سال  برای سیدالشهدا ع عزاداری کرد و مرثیه هایی هم در سوگ آن حضرت سرود . خواستگارانی از اشراف و بزرگان قریش را رد کرد و حاضر نشد با کسی ازدواج کند .
در سوگ اباعبدالله ع پیوسته گریان بود و زیر سایه نمی رفت ، از فرط گریه و اندوه بر شهادت حسین ع یک سال بعد ( در سال 62 هجری ) جان باخت
 
 رقیّه :

دختر سه چهار ساله اباعبدالله الحسین ع که در سفر کربلا همراه اسرای اهل بیت بوده و در شام ، شبی پدر را به خواب دید و پس از بیدار شدن بسیار گریست و بی تابی کرد و پدر را خواست . خبر به یزید رسید . به دستور او سر مطهر امام حسین ع را نزد او بردند و او از این منظره بیشتر ناراحت و رنجور شد و همان روزها در خرابه شام ( که محل اقامت موقت اهل بیت بود ) جان داد .  البته در باره این دختر و شهادتش ، میان مورخین نظر واحدی وجود ندارد .

خردسالی این دختر و عواطفی که نام و یادش و کیفیت جان باختنش و مدفن او بر می انگیزد شگفت است و شیعیان به او علاقه خاصی دارند . محل دفن او کنار یک بازارچه قدیمی و با فاصله از مسجد اموی در دمشق قرار دارد و چندین بار تعمیر شده است . آخرین تعمیر و توسعه در سال 1364 شمسی از سوی ایران آغاز شد و پس از چند سال به پایان رسید .  اینک حرمی بزرگ و با شکوه برای آن دختر خردسال بزرگوار وجود دارد که زیارتگاه دوستداران اهل بیت است .
 
رمیث بن عمرو :

از شهدای کربلا شمرده شده است
 
روز شمار قیام کربلا :

در این قسمت ، حوادثی را که در ارتباط با نهضت عاشورا در شام ، مدینه ، کوفه ، مکه ، کربلا و ... به ترتیب زمانی اتفاق افتاده است ، می آوریم :

1) رجب 60 هجری : مرگ معاویه در شام و نشستن یزید به جای پدر .

2) 2 رجب 60 هجری : رسیدن نامه یزید به والی مدینه مبنی بر بیعت گرفتن از حسین ع و دیگران .

3) 29 رجب 60 هجری : فرستادن ولید ، کسی را سراغ سیدالشهدا و دعوت به آمدن برای بیعت ، دیدار امام حسین ع از قبر پیامبر و خداحافظی ، سپس هجرت از مدینه ، همراه اهل بیت و جمعی از بنی هاشم .

ورود امام حسین ع به مکه و ملاقاتهای وی با مردم .

1) 10 رمضان 60 هجری : رسیدن نامه ای از کوفیان به دست امام ، توسط دو نفر از شیعیان کوفه .

2) 15 رمضان 60 هجری : رسیدن هزاران نامه دعوت به دست امام ، سپس فرستادن مسلم بن عقیل به کوفه برای بررسی اوضاع .

3) 5 شوال 60 هجری : ورود مسلم بن عقیل به کوفه ، استقبال مردم از وی و شروع آنان به بیعت .

4) 11 ذیقعده 60 : نامه نوشتن مسلم بن عقیل از کوفه به امام حسین و فراخوانی به آمدن به کوفه.

5) 8 ذی حجّه 60 : خروج مسلم بن عقیل در کوفه با چهار هزار نفر ، سپس پراکندگی آنان از دور مسلم و تنها ماندن او و مخفی شدن در خانه طوعه ، تبدیل کردن امام حسین ع حج را به عمره در مکه ، ایراد خطبه برای مردم و خروج از مکه همراه با 82 نفر از افراد خانواده و یاران به طرف کوفه . دستگیری هانی ، سپس شهادت او .

6) 9 ذی حجّه 60 : درگیری مسلم با کوفیان ، سپس دستگیری او و شهادتش بر بام دارالاماره کوفه ، دیدار امام حسین با فرزدق در بیرون مکه .

7) ذی حجّه 60 : بر خورد امام حسین ع با حر و سپاه او در منزل // شراف // .

8) ذی حجّه 60 : دریافت مجدد خبر شهادت مسلم بن عقیل و قیس بن مسهر در منزل // عذیب الهجانات // .

9) 2 محرم 61 : ورود امام حسین ع به سرزمین کربلا و فرود آمدن در آنجا .

10) 3 محرم 61 : ورود عمر سعد به کربلا ، همراه چهار هزار نفر از سپاه کوفه و آغاز گفتگوی وی با امام برای وادار کردن آن حضرت به بیعت و تسلیم شدن .

11) 5 محرم 61 : ورود شبث بن ربعی با چهار هزار نفر به سرزمین کربلا .

12) 7 محرم 61 : رسیدن دستور از کوفه بر ممانعت سپاه امام از آب ، ماموریت پانصد سوار دشمن بر شریعه فرات به فرماندهی عمروبن حجاج .

13) 9 محرم 61 : ورود شمر با چهار هزار نفر به کربلا ، همراه با نامه ابن زیاد به عمر سعد ، مبنی بر جنگیدن با حسین ع و کشتن او ، و آوردن امان نامه برای حضرت عباس ع و حمله مقدماتی سپاه عمر سعد به اردوگاه امام و مهلت خواهی امام برای نماز و نیایش در شب عاشورا .

14) 10 محرم 61 : درگیری یاران امام با سپاه کوفه ، شهادت امام و اصحاب ، غارت خیمه ها ، فرستادن سر مطهر امام به کوفه ، توسط خولی .

15) 11 محرم 61 : حرکت سپاه عمر سعد و نیز اسرای اهل بیت از کربلا به کوفه ، پس از آنکه عمر سعد بر کشته های سپاه خود نماز خواند و آنان را دفن کرد و اهل بیت را بر شترها سوار کرده به کوفه برد .

16) 1 صفر 61 : ورود اسرای اهل بیت ع از کربلا به دمشق .

17) 20 صفر : باز گشت اهل بیت ع از سفر شام به مدینه .
 
زائدة بن مهاجر :

از شهدای کربلاست . نامش در زیارت رجبیّه آمده است . احتمال داده شده که او همان // یزید بن زیاد بن مهاجر // باشد
 
زاهر ، مولی عمرو بن حمق :

از شهدای کربلاست . وی را از شخصیتهای کوفه و مردی سالخورده از قبیله کنده دانسته اند . غلام عمروبن حمق خزاعی ( از یاران ویژه امیرالمومنین ) بود و در حرکتهای انقلابی عمرو بن حمق ( که به دست معاویه شهید شد ) همدوش و همراه او و تحت تعقیب معاویه بود . در سال 60 هجری به مکه آمد و به حسین ع پیوست و در حمله نخست روز عاشورا به شهادت رسید . (2) نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است .

 
زهیر بن قین ، سر انجام بزرگواری:
روز عاشورا در میدان با // شمر // حرفهای تندی رد و بدل می کند ، آنگاه خطاب به شمر می گوید : // افبالموت  تخوّفنی ؟ والله للموت معه ( الحسین ) احبّ الیّ من الخلد معکم // . (5) آیا مرا از مرگ می ترسانی ؟ به خدا قسم مرگ با حسین ع برایم محبوبتر از زندگی همیشگی با شماست . و اگر زندگی جز این باشد ، به ظاهر زندگی است و گرنه واقعیت آن مرگ است . زندگی آن است که از ویژگیهای حیات بر خوردار باشد و تلاش انسان در مسیر یک فکر و ایمان پیش رود به قول معروف :

قف دون رایک فی الحیاة مجاهدا ... انّ الحیاة عقیدة و جهاد

// زندگی پیکار باشد در ره اندیشه ها // . شهیدان نیز چنین حیاتی دارند و به تعبیر قران // احیاء عند ربهّم // اند . اگر چه تن مادی شان زیر خاک می رود ولی نام و مرام و مکتب و هدفشان باقی است و این همان // زندگی // است

زهیر بن قین ، از سرداران و دلاوران نامدار و از شریفترین مردان رزمنده قبیله انماری بود. وی مذهب عثمانی داشت و در کوفه می زیست. این سردار بزرگ و فداکار جنگها کرده و زندگی را بر منافقین تنگ ساخته و چند بار آنان را شکست داده و تار و مار کرده بود.

او بسال شصت هجری با همسرش راهی مکه شد و با خارج شدن امام حسین ع از مکه بسوی کوفه - زهیر نیز بهمراه همسر و پسر عمویش سلمان بن مضارب بسوی کوفه حرکت کردند و علاقه چندانی نداشت که با امام حسین ع در یک منزل توقف کند تا مبادا میان او و امام ع ملاقاتی صورت گیرد و اختلافی بروز نماید . از این رو هر وقت امام حرکت می کرد زهیر فرود می آمد. تااینکه روزی در محلی بین حجاز و عراق او و همراهانش در حال خوردن غذا بودند که فرستاده امام ع از راه رسید و ضمن سلام بیان داشت : ای زهیر ! ابو عبدالله الحسین ع از تو دعوت کرده . حاضران از شنیدن این کلام شگفت زده شدند. گویی خون در رگهای آنان از حرکت باز ایستاده بود! زهیر نیز در سکوت عجیبی فرو رفت.

همسر زهیر سکوت را شکست و گفت : سبحان الله ای زهیر ! آیا فرزند رسول خدا ص از تو دعوت می کند و تو اجابت وی درنگ می کنی! چه مانع دارد بروی و ببینی چه می گوید. زهیر بر خاست و بسوی خیمه امام رفت و زمانی نگذشت که با چهره ای خندان بر گشت. و فرمان داد تا خیمه و بنه و بارگاه او را جمع کنند و به حسین ع بپیوندند . سپس خطاب به همسرش کرد و گفت : تو را نیز طلاق گفتم و می توانی به قبیله خویش بر گردی. زیرا دوست ندارم از طرف من ستمی به تو رسد . آنگاه به یاران و همسفران خود گفت: هر کس میل دارد با من بیاید و گرنه این وداع آخرین است. اکنون ای همراهان ! شما را بخدا می سپارم. بعد از گفتن این سخن با پسر عمش سلمان به امام پیوست و در کربلا به حجله عروس زیبای شهادت رفت.

مورخان نوشته اند : امام حسین ع زهیر را بسوی کربلا رهسپار کرد و علمدار و میمنه را به او سپرد و هنگامی که بر خاک افتاد حسین ع به بالای سرش رسید و فرمود: خداوند تو را از حضرت خویش دور نگرداند و کشندگان تو را لعنت کند! همچنان که جماعتی از گمراهان را نفرین کرد و آنان را به صورت خوک و میمون مسخ کرد . آری این است سر انجام اخلاص و بزرگواری
 
 
زهیر بن بشر خثمی :

از شهدای حمله نخست در روز عاشورا بود .  نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است .

زهیر بن سلیم ازدی :

از شهدای کربلاست که به نقل // مناقب // ابن شهر آشوب ، روز عاشورا در حمله اول به شهادت رسید . وی و خاندانش از یاران علی ع بودند و در میدانهای حماسه ، رشادتها نشان دادند . گویند : او شب عاشورا به کربلا آمد و چون تصمیم قطعی سپاه کوفه را بر جنگ با سیدالشهدا ع دید ، از عمر سعد جدا شد و به کاروان حسینی پیوست و در رکاب امام شهید شد .

زهیر بن سلیمان :

از شهدای کربلا شمرده شده است . زهیر بن سلمان هم گفته اند . نام او در زیارت رجبیّه نیز آمده است .
زهیر بن قین بجلی :

از شخصیتهای بر جسته کوفه بود که روز عاشورا ، افتخار یافت در رکاب حسین بن علی ع به شهادت برسد . وی در میدانهای جنگ ، دلاوریهای بسیار نشان داده بود . ابتدا نیز هوادار جناح عثمان بود ، اما توفیق یافت که نیک فرجام و از شهدای عالی مقام کربلا شود
روز عاشورا ، سیدالشهدا فرماندهی جناح راست یاران خویش را در میدان به زهیر سپرد . زهیر ، پس از امام حسین ع اولین کسی بود که سواره و غرق در سلاح مقابل دشمن رفت و به نصیحت آنان پرداخت . شمر به طرف او تیری افکند . گفتگوهایی بین او و شمر انجام گرفت .  ظهر عاشورا هم او و سعید بن عبدالله جلوی امام ایستادند و سپر تیرها شدند تا امام نماز بخواند . پس از اتمام نماز ، به میدان رفت و شجاعانه نبرد کرد
 
زید بن معقل :

از شهدای کربلاست . نامش در ناحیه مقدسه آمده است . بدر بن معقل هم گفته اند
 
زین العابدین (ع) :

پیشوای چهارم شیعه ، حضرت سجاد ع ، امام علی بن الحسین ع ، زین العابدین ع ، فرزند سیدالشهدا ع که در حادثه کربلا حضور داشت و بعلت بیماری در خیمه بستری بود و همراه با اهل بیت ، پس از شهادت امام حسین ع به اسیری رفت و با حالتی دشوار و غمبار ، که غل و زنجیر به دست و گردن آن حضرت بسته بودند ، به کوفه و از آنجا به شام برده شد .
در کاخ یزید هم خطبه بسیار مهمی ایراد کرد که چهره یزید افشا شد و مردم شام نسبت به ماهیت حادثه کربلا آگاه شدند . امام سجاد ع در سال 38 هجری در مدینه به دنیا آمد . در حادثه کربلا حدود 24 سال داشت ، پس از شهادت پدر نیز مدت 35 سال امامت کرد . مادرش شهربانو دختر یزد گرد بود . در حادثه کربلا آن حضرت ازدواج کرده و دارای فرزند بود و فرزند خرد سالش امام باقر ع هم در کربلا بود .

نقش عمده آن حضرت در نهضت عاشورا ، پیام رسانی خون شهیدان کربلا و حفظ دستاوردهای آن انقلاب خونین و اهداف پدر ، از تباه شدن و تحریف گشتن بود . این رسالت ، در قالب ایراد خطبه ها توسط آن حضرت و عمه اش زینب س انجام گرفت .سخنان امام سجاد ع در بارگاه یزید ، چنان او را به خشم آورد که دستور کشتنش را داد ، اما حضرت زینب س ، جان خود را سپر بلا قرار داد و نگذاشت . در دفن اجساد شهدای اهل بیت در کربلا ، به یاری طایفه بنی اسد آمد و پس از خاکساری پیکر سیدالشهدا ع روی قبر آن حضرت نوشت : // هذا قبر الحسین بن علی بن ابی طالب ، الذی قتلوه عطشانا غریبا // .

پس  از حادثه عاشورا ، حضرت سجاد ع دوران بسیار سخت و خفقان باری را با خلفای اموی سپری کرد . ولید بن عبدالملک و هشام بن عبدالملک ، از خلفای معاصر او بودند . داستان زیارت آن حضرت و بوسیدنش حجرالاسود را و شعرهای بلند فرزدق در ستایش او ( هذا الّذی تعرف البطحاء و طاته ... ) معروف است . // صحیفه سجادیه // مجموعه ای از دعاهای آن حضرت است که اینک در دست ما بعنوان گنجینه ای از معارف دینی موجود است . آن حضرت در سال 95 هجری با دسیسه ولید بن عبدالملک به شهادت رسید و در بقیع مدفون شد . برای آشنایی با زندگی ، شخصیت و فضایل بیشمارش باید به کتابهای مستقل و مفصّلتر مراجعه کرد . 


زینب س :

زینب کبری سلام الله علیها ، پیامبر خون شهدای کربلا و همراه حسین ع در نهضت خونین عاشورا ، حضرت زینب ، دختر امیرالمومنین و فاطمه زهرا ع در سال پنجم هجری ، روز 5 جمادی الاولی در مدینه ، پس از امام حسین ع به دنیا آمد .

از القاب اوست :

عقیله بنی هاشم ، عقیله طالبیّین ، ام کلثوم ، موّثقه ، عارفه ، عالمه ، محدّثه ، فاضله ، کامله ، عابده آل علی

زینب را مخفّف // زین اب // دانسته اند ، یعنی زینت پدر .

امام حسین ع هنگام دیدار ، به احترامش از جا بر می خاست . زینب کبری ، از جدّش رسول خدا و پدرش امیرالمومنین و مادرش فاطمه زهرا ع حدیث روایت کرده است .

این بانوی بزرگ ، دارای قوت قلب ، فصاحت زبان ، شجاعت ، زهد و ورع ، عفاف و شهامت فوق العاده بود .  شوهرش ، عبدالله بن جعفر ( پسر عموی خودش ) بود . از این ازدواج ، دو پسر حضرت زینب به نامهای محمد و عون ، در کربلا به شهادت رسیدند .

وقتی امام حسین ع پس از امتناع از بیعت با یزید ، از مدینه به قصد مکه خارج شد ، زینب نیز با این دو فرزند ، همراه برادر گشت . در طول نهضت عاشورا ، نقش فداکاریهای عظیم زینب ، بسیار بود . سر پرست کاروان اسیران اهل بیت و مراقبت کننده از امام زین العابدین ع و افشاگر ستمگریهای حکام اموی با خطبه های آتشین بود . زینب ، هم دختر شهید بود ، هم خواهر شهید ، هم مادر شهید ، هم عمه شهید . پس از عاشورا و در سفر اسارت ، در کوفه و دمشق ، خطابه های آتشینی ایراد کرد و رمز بقای حماسه کربلا و بیداری مردم گشت . پس از باز گشت به مدینه نیز ، در مجالس ذکری که برای شهدای کربلا داشت ، به سخنوری و افشاگری می پرداخت . وی به// قهرمان صبر // شهرت یافت.

در سال 63 هجری و به نقلی 65 هجری در گذشت . قبرش در زینبیّه ( در سوریه کنونی ) است . برخی نیز معتقدند مدفن او در مصر است . در کتاب // خیرات الحسان // آمده است : در مدینه قحطی پیش آمد . زینب در همانجا در سال 65 هجری در گذشت و در همان مکان دفن شد .

صبح ازل طلیعه ایام زینب است ... پاینده تا به شام ابد نام زینب است

در راه دین لباس شهامت چو دوختند ... زیبنده آن لباس بر اندام زینب است

بارزترین بعد زندگی حضرت زینب ، همان پاسداری از فرهنگ عاشورا بود که با خطابه هایش ، پیام خون حسین ع را به جهانیان رساند
 
 سالم بن عمرو ، مولی بنی المدینه :

از شهدای کربلاست . وی غلامی از طایفه بنی مدینه بود و در کوفه می زیست و از شیعیان اهل بیت به شمار می آمد . سوارکاری نامدار بود. در نهضت حضرت مسلم شرکت داشت . پس از تنها ماندن مسلم بن عقیل ، او وجمعی دیگر از شیعیان دستگیر شدند ، اما سالم از چنگ دشمن گریخت و پنهان شد . چون شنید امام حسین ع به کربلا رسیده است ، خود را به آن حضرت رساند و روز عاشورا در حمله اول شهید شد . نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است
 
سالم ، مولی عامر بن مسلم :

وی از شهدای عاشوراست . او غلام عامر بن مسلم عبدی و از شیعیان بصره و از تابعین مورد اطمینان بود . نام کامل او سالم بن ابوالجعد است . نامش در زیارت ناحیه مقدسه است
 
سعد بن حنظله تمیمی :

یکی از شهدای کربلا از قبیله تمیم بود .  بعضی او را همان حنظلة بن اسعد شبامی دانسته اند ، مثل مولف قاموس الرّجال
 
سعید بن عبدالله حنفی :

از شهدای والا قدر کربلاست ، که ایمانی راسخ و شجاعتی فراوان داشت و از هواداران سرسخت اهل بیت ع بود . شب عاشورا وقتی سیدالشهدا ع از افراد خواست که از تاریکی استفاده کرده متفرق شوند ، یاران بر خاستند و هر یک سخنانی گفتند . از جمله سعید بن عبدالله ایستاد و گفت : نه بخدا قسم ، تو را وا نمی گذاریم تا خداوند بداند که ما در نبود رسول خدا ص حق او و ذریّه اش را مراعات کردیم . بخدا سوگند ، اگر بدانم که کشته می شوم ، سپس زنده می شوم ، آنگاه سوزانده می شوم و هفتاد بار با من چنین می کنند ، باز هم از تو جدا نمی شوم تا در راه تو فدا شوم . چگونه چنین کنم ، با آنکه بیش از یکبار کشته شدن نیست و پس از آن کرامت ابدی و بی پایان است .

این نشاندهنده عمق ایمان و اخلاص او در راه یاری حق و عترت است . او و همراهش هانی بن هانی ، آخرین سفیرانی بودند که امام حسین ع نامه ای خطاب به مردم کوفه نوشت و به دست آنان سپرد . در آخر همین نامه ، جمله معروف امام در باره // وظیفه پیشوا // آمده است که : // ... فلعمری ما الامام الا العامل بالکتاب ... // .

نیز یکی از فرستادگانی بود که نامه های کوفیان را خدمت امام حسین ع آورده بود . وی از انقلابیون پر شور کوفه به حساب می آمد . در نهضت مسلم بن عقیل هم فعال بود و نامه مسلم را به مکه رساند و از مکه همراه امام به کوفه آمد تا در روز حماسه بزرگ عاشورا ، جان را فدای رهبرش سازد . هنگام ظهر عاشورا در مقابل امام حسین ع ایستاد تا آن حضرت نمازش را بخواند . او آنقدر تیر خورد که بر زمین افتاد و جان باخت . در پیکر او غیر از زخم شمشیرها و نیزه ها ، سیزده تیر یافتند .  نامش در زیارت ناحیه مقدسه ، همراه با جملاتی که شب عاشورا در برابر امام حسین ع گفت و ثنا و دعایی که حضرت حجّت در این زیارت برای او دارد ، آمده است
 
سکینه :

دختر بزرگوار سیدالشهدا ع ، که در علم ، معرفت ، ادب ، توجه به حق و جذبه پروردگار ، کم نظیر و مورد توجه خاص پدرش اباعبدالله الحسین ع بود . نام اصلی او را آمنه ، امینه ، امیمه یا امامه هم نوشته اند . لقب سکینه از طرف مادرش // رباب // به او داده شد . او که خواهر // علی اصغر // هم بود ، در کربلا حضور داشت و در عاشورا ، سن او ده تا سیزده سال بوده است . این را از آنجا گفته اند که امام حسین ع روز عاشورا به او لقب // خیرة النّسوان // داده است و این با کودک بودنش  نمی سازد . شرح آنچه به مصیبتهای او در حادثه کربلا مربوط می شود ، در کتابهای مقتل ( از جمله در نفس المهموم ) آمده است . روز عاشورا ، چون سیدالشهدا ع هنگام وداع با اطفال و زنان ، دید که دخترش سکینه از زنان کنار گرفته و در حال گریستن است ، به او فرمود :

سیطول بعدی یا سکینة فاعلمی ... منک البکاء اذا الحمام دهانی

لا تحرقی قلبی معک حسرةّ ... مادام منّی الرّوح فی جسمانی

فاذا قتلت فانت اولی بالّذی ... تاتینه یا خیرة النسوان

این دختر بزرگوار ، که به تعبیر شیخ عباس قمی // زنی با حصافت عقل و اصابت رای و افصح و اعلم مردمان به زبان عرب و شعر و فضل و ادب // بوده است ،  پس از باز گشت از سفر کوفه و شام ، در خانه پدر خود ، تحت کفایت امام سجاد ع قرار گرفت . وی ، محضر سه امام ( امام حسین ، امام سجاد و امام باقر ) علیهم السلام را درک کرد . نوشته اند : خانه اش مرکز تجمّع شعرا و محل مناقشه و بحث و نقد ادبی بود . به شاعران بزرگ همچون فرزدق و جریر ، صله عطا می کرد . سکینه به زنی مصعب بن زبیر در آمد و پس از قتل او ، زوجه عبدالله بن عثمان گردید و پس از مرگ او ، زید بن عمر با وی ازدواج کرد ، ولی زید ، به توصیه سلیمان بن عبدالملک او را طلاق گفت .  سکینه همچنان در مدینه می زیست ، تا آنکه در پنجم ربیع الاول سال 117 هجری در زمان هشام بن عبدالملک پس از هفتاد سال ، در مدینه در گذشت .  قبر او نیز در مدینه است
 
سلمان بن مضارب بجلی :

از شهدای کربلاست . گفته شده وی پسر عموی زهیر بن قین بود و همراه او،پیش از رسیدن به کربلا ، به سپاه حسین بن علی ع پیوست و عصر عاشورا شهید شد
 
سلیمان بن سلیمان ازدی :

گفته شده که از شهدای کربلا بوده است . نامش در زیارت رجبیه هم آمده است
 
سلیمان بن عون حضرمی :

نامش را در شمار شهدای کربلا آورده اند و در زیارت رجبیّه هم آمده است .

سلیمان بن کثیر :

نام او را در فهرست شهدای کربلا آورده اند ، نیز در زیارت رجبیّه هم آمده است . احتمال داده اند که او ، همان مسلم بن کثیر ازدی باشد
 
سوار بن منعم بن حابس همدانی :

از شهدای حادثه کربلاست . وی پس از رسیدن امام حسین ع به کربلا ، از کوفه آمد و به آن حضرت پیوست . برخی او را از شهیدان حمله اول می دانند و بعضی دیگر وی را از مجروحانی می دانند که اسیر شد و نزد عمر سعد بردند ، سپس در اثر جراحات ، پس از شش ماه به شهادت رسید . نام او در زیارت رجبیّه بصورت // سوار بن ابی عمیر نهمی // آمده است
 
سوید بن عمرو خثعمی :

آخرین کشته میدان کربلاست . وی پس از شهادت امام حسین ع شهید شد . یکی از دو مردی بود که همراه حسین ع بودند . او مجروحی افتاده در میدان ، میان زخمیان بود و رمقی در بدن داشت و در آن حال ، چون شنید که کوفیان شادی کنان می گویند // حسین کشته شد // ، به هوش آمد و با چاقو و شمشیری که داشت ، با همان حالت به جنگ پرداخت و شهید شد .  به // سوید بن مطاع // هم معروف است
 
سیف بن حارث بن سریع جابری :

از شهدای جوان کربلاست . نامش در زیارت ناحیه ، بصورت // شیب بن حارث // آمده است . وی و پسر عمویش مالک بن عبدالله از کوفه آمده ، در کربلا به امام حسین ع پیوستند . روز عاشورا ، پس از شهادت حنظلة بن قیس ، هنگامی که دشمن به خیمه گاه امام حسین ع نزدیک شده بود ، گریان خدمت امام آمدند و اذن میدان طلبیدند . سپس هر دو با هم به میدان رفته ، جنگیدند تا شهید شدند . آن دو ، هم برادر مادری و هم پسر عمو بودند  در کتب ، نام سیف بن حارث هم آمده است ، شاید همان سیف بن حارث باشد .

سیف بن مالک عبدی :

از شهدای کربلاست . از جوانان پرشوری بود که در بصره ، درخانه بانوی بزرگ ، // ماریة بنت منقذ عبدی // جمع می شدند ، خانه او پایگاهی برای شیعه بود .  از بصره به کوفه آمد و از آنجا به کاروان امام حسین ع پیوست ، سپس همراه او به کربلا آمد . عصر عاشورا در نبرد تن به تن به شهادت رسید
 
شبیب بن عبدالله ، مولی حرث :

از شهدای کربلاست . وی از شجاعان کوفه بود که در کربلا همراه سیف و مالک ( پسران سریع ) به حسین ع پیوست و جزء شهدای حمله اول در روز عاشورا بود که پیش از ظهر شهید شد . شبیب از صحابه پیامبر خدا بود و همراه علی ع نیز در جنگهای سه گانه اش شرکت داشت
 
شوذب ، مولی شاکر :

از شهدای کربلاست ، وی ، // غلام شاکر بن عبدالله همدانی // بود و از شیعیان بر جسته و از بزرگترین انقلابیون حماسی و مخلص به شمار آمد که در کربلا ، در کهنسالی به شهادت رسید . 
شوذب ، از حفّاظ حدیث بود و از امیرالمومنین ع حدیث شنیده و نقل می کرد . مجلسی داشت که شیعیان به حضورش می آمدند تا از او حدیث بشنوند . وی همراه عابس ، نامه مسلم بن عقیل را از کوفه به مکه خدمت امام حسین ع رساند . از مکه همراه امام شد و به کربلا آمد . شهادت او بعد از ظهر عاشورا و پس از شهادت حنظلة بن اسعد سبامی بود
 
شهید نماز :

سعید بن عبدالله ، از اصحاب شهید امام حسین ع که روز عاشورا ، پیکر خود را سپر تیرهای دشمن ساخت تا امام حسین ع نمازش را بخواند . اضافه بر زخم شمشیرها و نیزه هایی که بر بدن داشت ، 13 تیر هم بر پیکرش نشسته بود که بر زمین افتاد و شهید شد .

خود اباعبدالله ع را نیز می توان سر سلسله شهیدان نماز دانست ، چرا که برای احیاء دین و نماز و امر به معروف و نهی از منکر شهید شد و قیامش ، // اقامه نماز // بود // اشهد انّک قد اقمت الصلاة ... //  شب عاشورا را نیز برای نماز و قرائت قران از سپاه دشمن مهلت خواست ، ظهر عاشورا هم در آن میدان خون و شهادت به نماز اول وقت ایستاد . به ابو ثمامه صائدی نیز که هنگام ظهر عاشورا ، اذان وقت را به یاد سیدالشهدا ع آورد و همراه آن حضرت آخرین نماز را خواند ، // شهید نماز // گفته اند
 
 
عباس بن علی ع :

فرزند امیر المومنین ، برادر سیدالشهدا ، فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسین ع در روز عاشورا . عباس در لغت به معنای شیر بیشه ، شیری که شیران از او بگریزند است . (1)

مادرش // فاطمه کلابیّه // بود که بعدها با کنیه // ام البنین // شهرت یافت . علی ع پس از شهادت فاطمه زهرا با ام البنین ازدواج کرد . عباس ، ثمره این ازدواج بود . ولادتش را در 4 شعبان سال 26 هجری در مدینه نوشته اند و بزرگترین فرزند ام البنین بود
و این چهار فرزند رشید ، همه در کربلا در رکاب امام حسین ع به شهادت رسیدند . وقتی امیرالمومنین شهید شد ، عباس چهارده ساله بود و در کربلا 34 سال داشت . کنیه اش // ابوالفضل و ابو فاضل // بود و از معروفترین لقبهایش ، قمر بنی هاشم ، سقاء ، صاحب لواء الحسین ، علمدار ، ابو القربه ، عبد صالح ، باب الحوائج و ... است .

عباس با لبابه ، دختر عبیدالله بن عباس ( پسر عموی پدرش ) ازدواج کرد و از این ازدواج ، دو پسر به نامهای عبیدالله و فضل یافت . بعضی دو پسر دیگر برای او به نامهای محمد و قاسم ذکر کرده اند .

آن حضرت ، قامتی رشید ، چهره ای زیبا و شجاعتی کم نظیر داشت و بخاطر سیمای جذابش او را // قمر بنی هاشم // می گفتند . در حادثه کربلا ، سمت پرچمداری سپاه حسین ع و سقایی خیمه های اطفال و اهل بیت امام را داشت و در رکاب برادر ، غیر از تهیه آب ، نگهبانی خیمه ها و امور مربوط به آسایش و امنیت خاندان حسین ع نیز بر عهده او بود و تا زنده بود ، دودمان امامت ، آسایش و امنیت داشتند .(2)

روز عاشورا ، سه برادر دیگر عباس پیش از او به شهادت رسیدند . وقتی علمدار کربلا از امام حسین ع اذن میدان طلبید حضرت از او خواست که برای کودکان تشنه و خیمه های بی آب ، آب تهیه کند . ابوالفضل ع به فرات رفت و مشک آب را پر کرد و در باز گشت به خیمه ها با سپاه دشمن که فرات را در محاصره داشتند درگیر شد و دستهایش قطع گردید و به شهادت رسید . البته پیش از آن نیز چندین نوبت ، هم رکاب با سیدالشهدا به میدان رفته و با سپاه یزید جنگیده بود . عباس ، مظهر ایثار و وفاداری و گذشت بود . وقتی وارد فرات شد ، با آنکه تشنه بود ،

 اما بخاطر تشنگی برادرش حسین ع آب نخورد و خطاب به خویش چنین گفت :

یا نفس من بعد الحسین هو نی ... و بعده لا کنت ان تکونی

هذالحسین وارد المنون ... و تشر بین بارد المعین

تاللّه ما هذا فعال دینی

و سوگند یاد کرد که آب ننوشد . (3) وقتی دست راستش قطع شد ، این رجز را می خواند :

واللّه ان قطعتموا یمینی ... انی احامی ابدا عن دینی

و عن امام صادق الیقین ... نجل النّبی الطّاهر الامین

و چون دست چپش قطع شد ، چنین گفت :

یا نفس لا تخشنی من الکفار ... وابشری برحمة الجبّار

مع النبّی السّید المختار ... قد قطعموا ببغیهم یساری

فاصلهم یا ربّ حّر النّار

شهادت عباس ، برای امام حسین بسیار ناگوار و شکننده بود . جمله پر سوز امام ، وقتی که به بالین عباس رسید ، این بود : // الان انکسر ظهری و قلّت حیلتی و شمت بی عدّوی // . (4) و پیکرش ، کنار // نهر علقمه // ماند و سیدالشهدا بسوی خیمه آمد و شهادت او را به اهل بیت خبر داد . هنگام دفن شهدای کربلا نیز ، در همان محل دفن شد . از این رو امروز حرم اباالفضل ع با حرم سیدالشهدا فاصله دارد .

مقام والای عباس بن علی ع بسیار است . تعابیری بلندی که در زیارتنامه اوست ، گویای آن است . این زیارت که از قول حضرت صادق ع روایت شده ، از جمله چنین دارد :

// السلام علیک ایهّا العبد الصّالح المطیع لله ولرسوله ولامیرالمومنین والحسن والحسین ... اشهداللّه انّک مضیت علی مامضی به البدریّون والمجاهدون فی سبیل اللّه المناصحون فی جهاد اعدائه المبالغون فی نصرة اولیائه الذّابّون عن احبّائه ... // (5) که تایید و تاکیدی بر مقام عبودیت و صلاح و طاعت او و نیز تداوم خط مجاهدان بدر و مبارزان با دشمن و یاوران اولیاء خدا و مدافعان از دوستان خداست . امام سجاد ع نیز سیمای درخشان عباس بن علی را اینونه ترسیم فرموده است :

// رحم اللّه عمّی العّاس فلقد آثر وابلی و فدا اخاه بنفسه حتّی قطعت یداه فابدله اللّه عز و جّل بهما جناحین یطیر بهما مع الملا ئکة فی الجّنة کما جعل جعفر بن ابی طالب . و ان للعباس عندالله تبارک و تعالی منزلة یغبطه بها جمیع الشهداء یوم القیامة // . (6) که در آن نیز مقام ایثار ، گذشت ، فداکاری ، جانبازی ، قطع شدن دستانش و یافتن بال پرواز در بهشت ، همبال با جعفر طیّار و فرشتگان مطرح است و اینکه : عمویم عباس ، نزد خدای متعال ، مقامی دارد که روز قیامت ، همه شهیدان به آن غبطه می خورند و رشک می برند .

عباس یعنی تا شهادت یکّه تازی ... عباس یعنی عشق ، یعنی پاکبازی

عباس یعنی با شهیدان همنوازی ... عباس یعنی یک نیستان تکنوازی

عباس یعنی رنگ سرخ پرچم عشق ... یعنی مسیر سبز پرپیچ و خم عشق

جوشیدن بحر وفا ، معنای عباس ... لب تشنه رفتن تا خدا ، معنای عباس (7)

در زیارت ناحیه مقدسه نیز از زبان حضرت مهدی عج به او اینگونه سلام داده شده است : // السلام علی ابی الفضل العباس بن امیر المومنین ، المواسی اخاه بنفسه ، الاخذ لغده من امسه ، الفادی له ، الواقی السّاعی الیه بمائه ، المقطوعة یداه ... // (8)

کربلا کعبه عشق است و من اندر احرام ... شد در این قبله عشاق ، دو تا تقصیرم

دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد ... چشم من داد از آن آب روان تصویرم

باید این دیده و این دست دهم قربانی ... تا که تکمیل شود حّج من و تقدیرم (9)

>>>>> فرات ، مشک ، وفا ، سقایی ، دستهای قلم شده ، نهر علقمه .

عامر بن جلیده ( خلیده ) :

او را از شهدای کربلا دانسته اند . در زیارت رجبیه نام او آمده است . (10)

عامر بن حسان بن شریح طائی :

از اصحاب امام حسین ع بود که از مکه همراه آن حضرت آمد و در کربلا در حمله اول به شهادت رسید . (11) وی از شجاعان معروف و شیعیان خالص بود . پدرش نیز در جنگ جمل و صفیّن ، در رکاب حضرت علی ع جنگیده بود .

عامر بن مالک :

از شهدای کربلا بود . نامش در زیارت رجبّیه نیز آمده است . (12)

عامر بن مسلم عبدی :

از شهدای کربلا بود . عامر که اهل بصره بود ، همراه غلامش // سالم // از بصره به مکه آمد و به سیدالشهدا ع پیوست و از آنجا همراه امام تا کربلا آمد و روز عاشورا در حمله اول به شهادت رسید . (13) شرافت دیگر او آن است که در زیارت ناحیه مقدسه نام او آمده است و سلام به او داده شده است . (14)

منابع : (1) لغت نامه دهخدا . (2) الیوم نامت اعین بک لم تنم ... و تسهّدت اخری فعّز منامها . (3) بحارالانوار ج45 ص41 . (4) معالی السبطین ج1ص446 ، مقتل خوارزمی ج2ص30 (5) مفاتیح الجنان ص 435 . (6) سفینة البحار ج2ص155 . (7) خلیل شفیعی . (8) بحارالانوار ج45ص66 . (9) ای اشکها بریزید ، حسان ص210 . در باره زندگی عباس بن علی ع // العباس بن علی // باقر شریف القرشی 214 صفحه ، دارالکتاب الاسلامی . (10) انصارالحسین ص101 . (11) همان ص80 . (12) همان ص103 . (13) عنصر شجاعت ج1ص78 ، انصارالحسین ص81 . (14) تنقیح المقال مامقانی ج2ص117 و فرهنگ عاشورا جواد محدث .

عبدالاعلی بن یزید کلبی : 


از شهدای نهضت حسینی در کوفه . وی از جوانان کوفه بود که با مسلم بن عقیل بیعت کرد . پس از دستگیر شدن // هانی // توسط ابن زیاد ، هنگامی که مسلم اعلان قیام کرد ، عبدالاعلی سلاح بر گرفت و از خانه بیرون آمد تا در محله // بنی فتیان // به مسلم بپیوندد . او را دستگیر کرده ، نزد ابن زیاد بردند .
دستور داد تا به زندانش افکنند . پس از شهادت هانی و مسلم ، به دستور ابن زیاد احضارش کردند و گردن زدند .  سلام خدا بر او باد
 
 عبدالرحمن بن عبدالله ارحبی :

از شهدای کربلاست . وی از جمله کسانی بود که دعوتنامه کوفیان را به حضور امام حسین ع رسانید و خود از همراهان مسلم بن عقیل در کوفه بود . مردی شجاع ، موّجه و محترم و تابعی . در مکه همراه امام شد و به کربلا آمد . گفته اند که در حمله نخست به شهادت رسید . نام او در زیارت رجبّیه و زیارت مقدسه آمده است
 
عبدالرحمن بن عبد ربّه انصاری خزرجی :

از شهدای کربلاست . وی از اصحاب رسول خدا ص بود و پس از رحلت آن حضرت نیز از کسانی بود که به امیرالمومنین ، اخلاص داشت و از آن حضرت قران آموخته بود . به نصب علی ع در غدیر به امامت گواهی داد . روز تاسوعا با // بریر // شوخی می کرد . وقتی گفتند : الان چه وقت شوخی است ، گفت : چرا خوشحال نباشم ؟ میان ما و بهشت ، جز درگیری با این کافران و شهادت فاصله ای نیست .  او از شخصیتهای بارز شیعی کوفه محسوب می شد و در ایام نهضت مسلم بن عقیل ، از مردم به نفع حسین بن علی ع بیعت می گرفت .

عبدالرحمن بن عرزة بن حراق غفاری :

از شهدای کربلا . جد او از یاران علی ع بود که در جنگ جمل ، صفین و نهروان شرکت داشت . خودش نیز از جوانان نام آور و بر جسته کوفه بود . به حسین بن علی ع پیوست و روز عاشورا شهید شد .  نامش در زیارت رجبّیه هم آمده است .

بعید نیست که این همان ، عبدالرحمن بن عروة غفاری باشد و تشابه اسمی میان عروه و عزره در استنساخ پیش آمده باشد .

عبدالرحمن بن عروه غفاری :

او و برادرش عبدالله ، که هر دو در کربلا شهید شدند ، از اشراف و شجاعان کوفه بودند و به خاندان پیامبر عشق می ورزیدند . جدّشان حراق نیز از یاران علی ع بود که در سه جنگ ، در رکاب آن حضرت حضور داشت . این دو برادر با هم از کوفه به کربلا آمده بودند . هر دو با هم روز عاشورا از سیدالشهدا اذن پیکار گرفتند و با هم به میدان رفتند . در رفتن به میدان نبرد ، از هم سبقت می جستند . هنگام جنگ ، هر کدام یک مصرع از رجز را می خواند و نفر دیگر ، مصرع دوم شعر را تمام می کرد . این دو برادر با هم نیز به شهادت رسیدند
 
 عبدالرحمن بن عقیل بن ابی طالب :

از شهدای کربلا و از اولاد عقیل است . مادر او کنیز بود . نام عبدالرحمن در زیارت ناحیه مقّدسه و رجبیّه آمده است .

عبدالرحمن بن یزید :

از شهدای کربلا به حساب آمده است . نامش در زیارت رجبیه است
 
عبدالله بن ابی بکر :

در شمار شهدای کربلا ذکر شده است .

عبدالله بن بقطر ( یقطر ) :

از شهدای نهضت امام حسین ع در کوفه . وی صحابی پیامبر و برادر رضاعی امام حسین ع بود . سه روز قبل از امام حسین ع به دنیا آمد . پدرش بقطر ( یقطر ) خادم پیامبر بود و همسرش میمونه در خانه علی ع بود و میمونه هر دو را شیر می داد .  او از صحابیان شهید و از فرستادگان امام حسین ع بود که نامه ای از سوی آن حضرت برای مسلم بن عقیل در کوفه می برد . دستگیر شد ، وی را نزد ابن زیاد بردند ، سپس او را از بالای قصر به زمین افکندند و استخوانهایش خورد شد . رمقی در بدن داشت که عبدالملک بن عمیر لخمی او را کشت .
 
عبدالله بن جعفر :

همسر زینب کبری و داماد علی ع و پسر جعفر طیّار . وی ، نخستین نوزاد مسلمان در حبشه بود . در ایامی که پدرش جعفر بن ابی طالب به حبشه هجرت کرده بود ، در آن کشور به دنیا آمد . مادرش // اسماء بنت عمیس // بود . اسماء ، پس از شهادت جعفر طیّار در جنگ موته ، به همسری ابوبکر ، سپس علی بن ابی طالب در آمد . عبدالله بن جعفر ، مورد عنایت خاص پیامبر اکرم ص بود ، بویژه که پدرش سردار بزرگ شهید جبهه اسلام به شمار می آمد . همچنین مورد علاقه امیر المومنین بود و ارادتی شایان به امام حسن و امام حسین ع داشت.مردی سخاوتمند و اهل جود و بخشش بود. عبدالله جعفر ، از جمله کسانی بود که به سیدالشهدا نامه نوشت و از او خواست که از سفر به عراق منصرف شود . گر چه خود در کربلا حضور نداشت ، اما دو پسرش عون و محمد را همراه مادرشان حضرت زینب ع به کربلا فرستاد و این دو فرزند ، در رکاب سالار شهیدان روز عاشورا به شهادت رسیدند . او از اینکه نتواسته بود در واقعه کربلا شرکت کند تاسف می خورد . پس از حادثه عاشورا و شهادت حسین بن علی ع وی در مدینه به سوگ نشست و مردم برای تسلیت گویی نزد او می آمدند .  وی در سن 90 سالگی ، در سال 80 هجری در مدینه در گذشت و در بقیع به خاک سپرده شد .  برخی هم در گذشت او را در شام و قبر وی را در//باب الصغیر//دمشق،در کنار قبر بلال می دانند.



عبدالله بن حسن بن علی ع :

نو جوان 11 ساله ، فرزند امام حسن مجتبی ع که روز عاشورا ، وقتی دید سیدالشهدا بر زمین افتاده است . برای دفاع از عمو به سوی میدان شتافت و در دفاع از عموی مظلومش جنگید و عده ای را کشت و با تیغ بحربن کعب به شهادت رسید . برخی هم نقل کرده اند حرمله ، با شمشیر ، دست او را که در آغوش عمویش حسین قرار گرفته بود قطع نموده همانجا شهیدش کرد .  رجز او هنگام پیکار ، چنین بود :

ان تنکرونی فانا ابن حیدرة ... ضرغام اجام و لیث قسورة

علی الاعادی مثل ریح صرصره

عبدالله بن حسین بن علی ع :

کودکی شیر خوار ، فرزند سیدالشهدا ع که روز عاشورا در آغوش پدر ، با تیر حرمله ( یا عقبة بن بشر ) به شهادت رسید . مادرش رباب ، دختر امرء القیس بود . وقتی امام ، برای وداع آخر مقابل خیمه ها آمد ، زینب ، عبدالله را آورد . وی در آغوش حسین بن علی ع بود که تیری بر گلوی او خورد و شهیدش کرد . امام ، خون گلوی او را به آسمان پاشید . آنگاه جسد آن دو کودک را کنار خیمه ها در گودالی که حفر کرد ، به خاک سپرد .  از این کودک شیر خوار شهید ، به نام عبدالله رضیع و علی اصغر هم یاد شده است . نام وی در زیارت ناحیه مقدسه نیز آمده است
 
عبدالله بن عروه غفاری :

نامش را در شمار شهدای حمله اول در روز عاشورا آورده اند . او و برادرش عبدالرحمن ، از شجاعان و اشراف کوفه و صاحبان ولایت اهل بیت بودند و در کربلا خود را به حسین بن علی ع رساندند . هر دو با هم به میدان رفتند و جنگیدند و شهید شدند .


عبدالله بن عفیف ازدی :

از بزرگان شیعه ، که در مجلس ابن زیاد در کوفه ، به او اعتراض کرد . وی از شیعیان بر جسته و زاهدان روزگار در کوفه بود ، نابینایی روشندل و آگاه و شجاع . چشم چپ خود را در جنگ جمل و چشم راست خود را در جنگ صفّین از دست داده بود . پس از شهادت حسین ع وقتی ابن زیاد بر منبر کوفه بالا رفت و در نکوهش خاندان پیامبر و سیدالشهدا سخن آغاز کرد ، عبدالله بن عفیف با شدت و شجاعت ، پاسخ یاوه های او را داد . ابن زیاد دستور داد دستگیرش کنند . بستگانش او را از مجلس بیرون بردند . سربازان حکومت برای دستگیری او ، خانه اش را محاصره کردند . وی با آنکه نابینا بود ، با راهنمایی دخترش ، در مبارزه دلیرانه و شمشیر به دست ، با مهاجمان درگیر شد . او را دستگیر کرده و به شهادت رساندند . اعتراض او در مجلس ابن زیاد ، نوعی مبارزه آشکار با والی کوفه و حکومت یزیدی محسوب شد و شجاعت و بی باکی او در دفاع از محرمات و مقدسات ، الگویی برای حقگویی در برابر جبّاران گشت . رجزهای حماسی او هنگام نبرد با مهاجمان به خانه اش ، نشان دهنده روح بلند و با شهامت اوست . از جمله شمشیر را می چرخاند و فریاد می زد :

والله لو فرّج لی عن بصری ... ضاق علیکم موردی و مصدری

او را گردن زده و در کناسه کوفه به دار آویختند . حرکت انقلابی فرزند عفیف را نخستین جرقه انقلاب بر ضد سلطه اموی پس از حادثه کربلا دانسته اند .



عبدالله بن عقیل بن ابی طالب :

از شهدای بنی هاشم در روز عاشورا . عقیل دو پسر داشت که نام هر دو عبدالله بود ، یکی بعنوان اکبر یاد می شد ، دیگری اصغر . هر دو در کربلا با امام حسین ع شهید شدند . نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است .

عبدالله بن علی بن ابیطالب ع :

از شهدای کربلاست . وی فرزند امیرالمومنین و برادر عباس و مادرش // امّ البین // بود . هنگام شهادت 25 سال داشت . قاتل او هانی بن ثبیت حضرمی بود . نام گرامی این شهید در زیارت ناحیه مقدسه و زیارت رجبیّه آمده است .

عبدالله بن عمیر کلبی :

جزء اولین شهداست که از جبهه امام حسین ع در روز عاشورا به میدان نبرد رفت . وی که کنیه اش ابو وهب بود ، جوانی دلاور و حماسی از شیعیان کوفه بود . به کوفه آمده ، در نزدیکی بثر العبد خانه ای گرفت و با همسرش به آنجا منتقل شد . وقتی دید عمر سعد ، نیرو آماده و سازماندهی می کند تا از نخیله به جنگ حسین بن علی ع در کربلا بروند ، پیش خود گفت : به خدا قسم شیفته جهاد با مشرکان بودم . امیدوارم جنگ با اینان که به نبرد فرزند پیامبر می روند ، نزد خداوند کم ثواب تر از جهاد با مشرکان نباشد . پیش همسرش رفت و نیت خود را با او در میان گذاشت ، شبانه هر دو از کوفه بیرون رفتند و شب هشتم محرم به یاوران حسین در کربلا پیوستند .  همسر او نیز از شهدای کربلا بود. پس از شهادت عبدالله ، زنش خود را به بالین او رساند و خاک از چهره او می زدود که به دستور شمر ، یکی از غلامانش ( به نام رستم ) با گرزی بر سر او زد و کنار شوهرش به شهادت رسید . عبدالله ، دومین شهید از اصحاب امام حسین ع بود . نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است.


عبدالله بن مسلم بن عقیل :

از شهدای بنی هاشم در کربلا ، مادرش رقیّه دختر علی ع بود . گفته اند در حالی که دست بر پیشانی نهاده بود ، تیری آمد و دست و پیشانی را به هم دوخت . برخی او را هنگام شهادت 14 ساله دانسته اند . نامش در زیارت رجبیّه و زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است .


عبدالله بن مسمع همدانی :

از تلاشگران در راه نهضت عاشورا . پیکی بود که نامه سلیمان بن صرد و جمعی از بزرگان کوفه را در مکه به امام حسین ع رساند . محتوای نامه ، دعوت به آمدن آن حضرت به کوفه بود . وی نامه را در 10 رمضان سال 60 به امام رساند .

یاد آوری : اشتباه نشود همدان ، همدان ایران نیست بلکه همدان قبیله ای از اعراب بود
 
عبدالله بن یزید بن نبیط ( ثبیط ) عبدی :

او و برادرش عبیدالله ، همراه پدرشان یزید بن نبیط ، پس از آنکه اهل بصره نامه کمک خواهی سیدالشهدا ع را دریافت کردند ، از بصره به کمک امام حسین ع رفتند تا به رسالت // نصرت امام // قیام کنند . به نقلی در حمله اول در روز عاشورا شهید شدند .  نام او و برادرش عبیدالله در زیارت ناحیه مقدسه آمده است
 
 عبیدالله بن یزید بن نبیط ( ثبیط ) عبدی :

او و برادرش عبدالله و پدرش از شهدای کربلا بودند . از بصره به مکه رفته و به کاروان حسین ع پیوستند و همراه آن حضرت به کربلا رفتند . شهادتشان در حمله اول بود .  نام این جمع ، در زیارت ناحیه مقدسه ، همراه با سلام بر این سه شهید چنین آمده است : // السلام علی عبدالله و عبیدالله ، ابنی یزید بن ثبیت القیسی
 
عثمان بن علی بن ابی طالب ع :

یکی از شهدای کربلا . وی برادر عباس است که مادرش ام البنین و پدرش امیرالمومنین است . از آن حضرت نقل شده که نام او را به یاد برادرم عثمان بن مظعون ، // عثمان // نامیدم .
وی به تیر خولی بن یزید ، در روز عاشورا مجروح شد و بر زمین افتاد و یکی دیگر از سپاه ابن سعد او را کشت . هنگام شهادت 21 سال داشت . نامش در زیارت ناحیه مقدسه آمده است .

عثمان بن فروه (عروه) غفاری :

از شهدای کربلا به شمار آمده است . نامش در زیارت رجبیّه نیز آمده است . احتمال داده اند که او همان قرّة بن ابی قرّه غفاری باشد
 
علی اکبر ع :

فرزند بزرگ سیدالشهدا و شبه پیامبر که روز عاشورا فدای دین شد . مادر علی اکبر ، لیلا دختر ابی مرّه بود . در کربلا حدود 25 سال داشت . سن او را 18 سال و 20 سال هم گفته اند . او اولین شهید عاشورا از بنی هاشم بود .  علی اکبر شباهت بسیاری به پیامبر داشت ، هم در خلقت ، هم در اخلاق و هم در گفتار . بهمین جهت روز عاشورا وقتی اذن میدان طلبید و عازم پیکار شد ، امام حسین ع چهره به آسمان گرفت و گفت : « اللهم اشهد علی هولاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه النّاس برسولک محمد خلقا و خلقا و منطقا و کنّا اذا اشتقنا الی رویة نبیّک نظر نا الیه ... » 

شجاعت و دلاوری علی اکبر و رزم آوری و بصیرت دینی و سیاسی او ، در سفر کربلا بویژه در روز عاشورا تجلی کرد . سخنان ، فداکاریها و رجزهایش دلیل آن است . وقتی امام حسین از منزلگاه « بنی مقاتل » گذشت ، روی اسب چشمان او را خوابی ربود و پس از بیداری « انا لله و انا الیه راجعون » گفت و سه بار این جمله و حمد الهی را تکرار کرد . علی اکبر وقتی سبب این حمد و استرجاع را پرسید ، حضرت فرمود : در خواب دیدم سواری می گوید : « فانّنا اذن لا نبالی ان نموت محقّین » پس باکی از مرگ در راه حق نداریم ! 

روز عاشورا نیز پس از شهادت یاران امام ، اولین کسی که اجازه میدان طلبید تا جان را فدای دین کند او بود . گر چه بمیدان رفتن او بر اهل بیت و بر امام بسیار سخت بود ، ولی از ایثار و روحیه جانبازی او جز این انتظار نبود . وقتی بمیدان می رفت ، امام حسین ع در سخنانی سوزناک به آستان الهی ، آن قوم ناجوانمرد را که دعوت کردند ولی تیغ برویشان کشیدند ، نفرین کرد .

پیکار سخت ، او را تشنه تر ساخت . به خیمه آمد . بی آنکه آبی بتواند بنوشد ، با همان تشنگی و جراحت دوباره بمیدان رفت و جنگید تا به شهادت رسید . قاتل او مرّة بن منفذ عبدی بود . پیکر علی اکبر با شمشیرهای دشمن قطعه قطعه شد . وقتی امام بر بالین او رسید که جان باخته بود . صورت بر چهره خونین علی اکبر نهاد و دشمن را باز هم نفرین کرد : « قتل الله قوما قتلوک ... » و تکرار می کرد که : « علی الدّنیا بعدک العفا » . و جوانان بنی هاشمی را طلبید تا پیکر او را به خیمه گاه حمل کنند .  علی اکبر ، نزدیکترین شهیدی است که با حسین ع دفن شده است . مدفن او پایین پای اباعبدالله الحسین ع قرار دارد و به این خاطر ضریح امام ، شش گوشه دارد
 
 عمّار بن ابی سلامه دالانی :

از شهدای کربلا . اهل کوفه بود ، محضر رسول خدا ص را نیز درک کرده و از اصحاب علی ع بود که در رکابش در سه جنگ جمل ، صفّین و نهروان شرکت داشت . در کربلا در حمله اول به شهادت رسید . نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است .

عماربن حسان طائی :

از شهدای کربلاست که نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است . وی از شیعیان خالص و از شجاعان معروف بود . از مکه همراه امام به کربلا آمد و در پیش روی آن حضرت به شهادت رسید .
 
عمران بن کعب بن حارث اشجعی :

از شهدای کربلاست که در حمله اول به درجه شهادت رسید . شیخ طوسی او را در زمره یاران حسین ع شمرده است .

عمر بن جندب حضرمی :

از شهدای کربلاست ، از حضر موت یمن . نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است .

عمر بن خالد صیداوی :

از شهدای کربلاست ، از طایفه بنی اسد . وی پس از کشته شدن تعدادی از یاران ، از سیدالشهدا ع اذن گرفته ، به میدان رفت و به شهادت رسید
 
عمرو بن جناده انصاری :

از شهدای نوجوان کربلا ، که پدرش نیز در رکاب سیدالشهدا ع شهید شد . این جوان چون خواست به میدان رود ، امام فرمود :
پدر این جوان کشته شد ؛ شاید مادرش راضی نباشد که به میدان رود . گفت : مادرم دستور داده که به میدان بروم و لباس جنگ بر من پوشانده است .  او که 9 ساله یا 11 ساله بود ، بمیدان رفت و رجز خواند و جنگید تا کشته شد . سر او را بطرف سپاه امام حسین ع افکندند . مادرش ( بحریه بنت مسعود خزرجی ) آن سر را بر داشت و گفت : چه نیکو جهاد کردی ، پسرم ! ای شادی قلبم ، ای نور چشمم ! سپس سر را پرتاب کرد و با آن کسی را کشت ، سپس چوبه خیمه را برداشت و حمله کرد که بوسیله آن بجنگد . امام حسین ع مانع شد و او را به خیمه زنان بر گرداند . نام عمر و بن جناده در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است .  در برخی منابع ، عمرو بن جناده ذکر شده است
 
عمرو بن خالد حکیم ازدی :

از شهدای کربلاست . از طایفه بنی اسد و از مخلصان ولای اهل بیت بود و در کوفه موقعیتی داشت . از قیام کنندگان همراه مسلم بود و پس از شهادت مسلم ، پنهان شد . پس از شهادت قیس بن مسهر از کوفه به استقبال کاروان حسینی بیرون رفت و در منزلگاه حاجز همراه غلامش سعد به امام پیوست . سپاه حرّ می خواست از پیوستن آن دو به یاران امام جلوگیری کند ، اما با حمایت امام ،  به سیدالشهدا ع پیوستند و در عاشورا در حمله اول به شهادت رسیدند . نام او در زیارت ناحیه هم آمده است
 
عمروبن قرظه انصاری :

از شهدای کربلاست . پدر او ( قرظه ) از اصحاب علی ع و از خزرجیانی بود که به کوفه آمد و آنجا ماندگار شد و در رکاب علی ع با دشمنانش جنگید . عمرو ، از کوفه آمد و در کربلا ، روز ششم محرم به سیدالشهدا ع پیوست . امام در گفتگوهایش با عمر سعد ، او را برای مکالمه می فرستاد و او جواب می آورد ، تا آنکه شمر از کوفه آمد و این مذاکره قطع شد .  روز عاشورا جلوی امام حسین ع ایستاده بود و تیرهای دشمن را با سینه و پیشانی خود به جان می خرید و اینگونه از جان امام محافظت می کرد . زخمهای زیادی بر پیکرش نشست . به امام خطاب کرد که : ای پسر پیامبر ! آیا وفا کردم ؟ حضرت فرمود : آری ! تو پیش از من به بهشت می روی . از من به پیامبر سلام برسان و بگو که من در پی تو می آیم و ... افتاد و شهید شد .  نامش در زیارت ناحیه آمده است
 
عمرو بن مطاع جعفی :

نامش در شمار شهدای کربلا آمده است
 
عمیر بن عبدالله مذحجی :

از شهدای کربلاست . پس از سعد بن حنظله ، به میدان رفت و پس از رجز خوانی جنگید تا شهید شد .


عون بن جعفر :

از شهدای کربلاست . پسر جعفر بن ابی طالب ( جعفر طیار ) . مادرش « اسماء بنت عبیس » بود که در حبشه به دنیا آمد . جعفر طیار او را در جنگ خیبر به حضور رسول خدا ص آورد . پس از شهادت جعفر طیار در جنگ موته ، پیامبر خدا ص فرزندان او را طلبید . عبدالله ، عون و محمد را حاضر کردند . به دستور آن حضرت ، سر هر سه را تراشدند . پیامبر در باره عون فرمود : در خلقت و اخلاق ، شبیه من است . در دوران علی ع به آن حضرت پیوست . حضرت دخترش ام کلثوم را به همسری او در آورد . عون در زمان امام مجتبی و سپس امام حسین ع از یاران آن دو امام بود . همراه همسرش در کربلا حضور داشت . روز عاشورا از سیدالشهدا ع اجازه گرفت و به میدان رفت . نبردی دلاورانه کرد و به شهادت رسید . هنگام شهادت 56 ساله بود .

عون بن عبدالله بن جعفر :

از شهدای کربلاست . اولین کسی بود که پس از شهادت جمع بسیاری از یاران امام ، از جمع برادرانش داوطلب رفتن به میدان شد . وقتی برای اذن گرفتن آمد . برادرش امام حسین ع فرمود : برادرم ! آیا آماده مرگ شده ای ؟ گفت : چگونه آماده نشوم ، در حالی که تو را تنها و بی یاور می بینم ! امام دعایش کرد که برو ، خداوند پاداش نیکت دهد . به میدان رفت ، جنگید و مجروح شد . از هر طرف بر سر او ریختند و او را شهید کردند
 
نافع بن هلال :

از شهدای کربلاست . نافع ، بزرگواری دلاور ، قاری قران ، کاتب و از حاملان حدیث و از اصحاب امیرالمومنین ع بود و در سه جنگ جمل ، صفین و نهروان و در رکاب آن حضرت بود . وی از شخصیتهای بارز کوفه بود و پیش از شهادت مسلم بن عقیل ، مخفیانه از کوفه بیرون آمده به استقبال امام شتافته بود ، سپس همراه امام حسین ع به کربلا آمد . در کربلا همراه عباس ع در آوردن آب به خیمه ها مشارکت داشت . از جمله کسانی بود که در سخنرانی پر شوری مراتب وفاداری خویش را نسبت به سیدالشهدا ابراز داشت . نافع ، نام خود را روی تیرهای زهر آگین خود می نوشت و همواره با آنها تیراندازی می کرد . روز عاشورا وقتی تیرهایش تمام شد ، شمشیر کشید و بر سپاه کوفه تاخت
 
 مَنیع بن زیاد :

گفته اند از شهدای کربلاست . نامش در زیارت رجبیّه آمده است . در برخی کتب رجال ، نامش منیع بن رقاد و از اصحاب سیدالشهدا آمده است
 
مسلم بن عقیل

نماینده اعزامی سیدالشهدا از مکه به کوفه برای بررسی اوضاع و بیعت گرفتن از مردم .

مسلم بن عقیل ، پسر عموی امام حسین ع و مورد وثوق وی بود . رشادت و جوانمردی او مشهور بود . در جنگ صفین ، در جناح راست لشکر علی ع بود . امام حسین ع در پاسخ به دعوت نامه های مکرر شیعیان و سران کوفه ، نامه ای خطاب به آنان نوشت و مسلم بن عقیل را بعنوان « برادر ،پسر عمو و فرد مورد اطمینان خود »
به آنان معرفی کرد . و مسلم بن عقیل در نیمه شعبان از مکه به کوفه رفت ، در کوفه به تلاش وسیعی برای دعوت مردم به بیعت با امام پرداخت . آن زمان والی کوفه نعمان بن بشیر بود . حدود 18 هزار نفر با او بیعت با امام کردند . در ایام فعالیت و قیام حماسی مسلم ، والی کوفه عوض شد و ابن زیاد به ولایت کوفه و مقابله با حرکت مسلم منصوب گشت . جایگاه مسلم در کوفه پنهان بود . ابن زیاد به کمک جاسوسان محل اختفای او را پیدا کرد و به دستگیری میزبانش که « هانی » بود پرداخت . مسلم بن عقیل مجبور شد قیام خویش را پیش از موعد علنی کند .

قصر ابن زیاد به محاصره در آمد .

ابن زیاد ، سران شهر را گرد آورد و آنان را با تهدید و تطمیع ، مطیع خویش ساخت . با ایجاد جوّ رعب و وحشت و دستگیریها ، بیم و هراس بر مردم سایه افکند و از دور مسلم پراکنده شدند . مسلم بن عقیل در کوفه ، تنها و غریب و بی پناه ماند . شب بخانه طوعه رفت . جایگاه او برای ابن زیاد معلوم شد . نیروهایی فرستاد ، مسلم از خانه بیرون آمد و در کوچه ها و میدان شهر ، یک تنه با سربازان ابن زیاد جنگید تا آنکه گرفتار شد.او را به قصر ابن زیاد برده،سر از بدنش جدا کردند و پیکرش را به زیر افکندند.
سر مسلم را همراه سر هانی نزد یزید فرستادند . شهادت مسلم بن عقیل ، روز هشتم ذیحجه سال 60 ( روز عرفه ) بود . قبر مسلم در کوفه است . و در سال 1282 قمری گنبدش کاشی و ضریحش از نقره شد و اطراف ضریح ، مجلل و آینه کاری گشت . محدث قمی پس از ذکر اعمال مسجد جامع کوفه ، نماز و زیارتنامه ای برای حضرت مسلم نقل کرده است . با این شروع : « الحمدلله الملک الحقّ المبین ... »


مسلم بن عَوسَجه اسدی :

اولین شهید عاشورا که در حمله نخست به شهادت رسید . پیر مردی بزرگوار از طایفه بنی اسد و از چهره های درخشان کوفه و هواداران اهل بیت ع بود . از اصحاب پیامبر ص و مسلمانان با سابقه بشمار می رفت و از آن حضرت روایت هم نقل کرده است . پارسا ، شجاع و سوار کاری نامی بود و در فتوحات اسلامی شرکت می کرد و در همه جنگهای امیر المومنین ع حضور داشت . در کوفه برای حسین بن علی ع بیعت می گرفت . مسلم بن عقیل در برنامه کوتاه مدت نهضت ، او را در راس عده ای از طایفه مِذحَج و اسد قرار داد .  در نهضت مسلم ، نقش دریافت پول از هواداران و تهیه سلاح برای نهضت را بر عهده داشت . جاسوس « ابن زیاد » بنام « معقل » از همین طریق به مخفیگاه مسلم پی برد .

در کربلا از یاران شجاع و فداکار امام بود . شب عاشورا که امام از یاران خواست از تاریکی شب استفاده کرده ، از صحنه خارج شوند ، یکی از کسانی بود که بر خاست و ضمن اعلام وفاداری و مقاومت تا شهادت ، گفت : « وَللّه لَو عَلمت انّی اقتل ثّم احیی ثمّ احرق ثّم اذری یقتل بی ذلک سبعین مرّة ما ترکتک فکیف و انّما هی قتلة واحدة ثمّ الکرامة الی الابد » .4 بخدا قسم اگر هفتاد بار کشته شوم ، سوزانده شوم و خاکسترم بر باد رود ، هر گز تو را رها نخواهم کرد ، تا چه رسد به اینکه اکنون یک بار کشته شدن است ، سپس کرامت ابدی است .

مسلم بن کثیر ازدی :

از شهدای کربلا ، وی از طایفه ازد ، و از تابعین بود . بعضی هم او را از اصحاب شمرده اند . در برخی جنگها در رکاب علی ع مجروح شده و از ناحیه پا آسیب دیده بود . در حادثه عاشورا ، از کسانی بود که به قصد حسین بن علی ع از کوفه بیرون آمد و نزدیکیهای کربلا به آن حضرت پیوست و روز عاشورا در حمله نخستین به شهادت رسید . نام او را اسلم بن کثیر و سلیمان بن کثیر هم نقل کرده اند . در زیارت ناحیه مقدسه نیز از او یاد شده است .

مسلم بن کناد :

از شهدای کربلا بحساب آمده که نامش در زیارت رجبیّه هم دیده می شود .

مسلم ، مولی عامر بن مسلم :

از شهدای کربلا ، که غلام عامر بن مسلم بود . عامر ، خود در کربلا به شهادت رسید . در برخی نقلها نام او سالم آمده است . سالم مولی عامر بن مسلم ، عامر بن مسلم
 
مسعود بن حجّاج :

از شهدای کربلا ، وی و پسرش ( عبدالرحمان بن حجّاج ) در حمله اول به شهادت رسیدند . برخی گفته اند این دو همراه سپاه عمر سعد از کوفه بیرون آمده بودند ؛ ولی در کربلا بسوی حسین ع آمدند . نامشان در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است
 

محمد بن ابی سعید بن عقیل :

از شهدای بنی هاشم در روز عاشورا . نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است
 
محمد بن عبدالله جعفر :

پسر حضرت زینب و عبدالله بن جعفر ، که روز عاشورا در رکاب سیدالشهدا ع به شهادت رسید . او و برادرش عون ، پس از خروج امام حسین ع از مکه ، در میان راه به او پیوستند و در کربلا در نبرد تن به تن با دشمن در محاصره قرار گرفتند و شهید شدند
 
مالک بن عبدالله جابری :

از شهدای کربلاست ، وی و برادرش سیف بن حارث بن سریع ، در کربلا به حسین بن علی ع پیوستند و عصر عاشورا ، در لحظاتی که سپاه کوفه به خیمه گاه امام حسین ع نزدیک شده بودند ، اجازه میدان گرفته ، جنگیدند و شهید شدند
 
 لیلی :

لیلی دختر ابو مرّة ثقفی ، همسر امام حسین ع و مادر علی اکبر ، از زنان فاضل عصر خویش بوده است . بر خلاف آنچه مشهور است ، در کتابهای معتبر و مقتلها نامی از ایشان در جریانات کربلا ، کوفه و شام نیست
 
 کنانة بن عتیق تغلبی :

پیر مردی از شهدای کربلا که در حمله نخست به شهادت رسید . وی از قهرمانان کوفه و از عابدان و قاریان آن شهر بود و در ایامی که سیدالشهدا ع به کربلا رسید ، خود را به آن حضرت رساند . نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است
 

کردوس بن زهیر تغلبی :

از شهدای کربلاست . برادرش نیز ( قاسط بن زهیر ) در عاشورا ، در رکاب امام حسین ع به شهادت رسید .
 
قعنب بن عمرو نمری :

از شهدای کربلاست . او که از شیعیان بصره بود ، همراه حجاج بن بدر ، نامه خدمت اباعبدالله ع بردند و نزد آن حضرت ماندند ، تا آنکه روز عاشورا در حمله اول شهید شدند
 
قیس بن مسهّر صیداوی :

از شهدای نهضت امام حسین ع که پیش از عاشورا در کوفه به شهادت رسید . قیس از جوانمردان شجاع کوفه و از اشراف طایفه بنی اسد و یکی از نامه رسانان مردم کوفه به امام حسین ع بود . همراه مسلم بن عقیل از مکه به کوفه آمد . پس از مدتی نامه مسلم را که حاوی خبر بیعت کوفیان بود به مکه برد و به سیدالشهدا تسلیم کرد . امام حسین ع در منزلگاه « بطن الرّمه » ( مکانی در منطقه حاجز ) نامه ای خطاب به کوفیان نوشت که در آن ، خبر از حرکت خویش بسوی کوفه بود . نامه را به قیس بن مسهّر سپرد تا به کوفه برساند .

قیس در منطقه قادسیه ، توسط حصین بن نمیر که از سران سپاه کوفه بود دستگیر شد . برای اینکه مضمون نامه و اسامی اشخاص به دست دشمن نیفتد ، قیس بن مسهر نامه را از بین برد . او را نزد عبیدالله بن زیاد بردند . تلاش والی کوفه برای دستیابی به نام کسانی که مخاطب نامه بودند بی نتیجه ماند .

ابن زیاد از او خواست که یا نام اشخاص را بگوید یا بر منبر رود و در حضور مردم حسین بن علی و امام حسن و  علی بن ابیطالب ع را لعن کند و گرنه کشته خواهد شد . وی رفتن بر منبر را پذیرفت ، اما وقتی شروع به سخن کرد ، پس از حمد و ثنای الهی ، بر حسین بن علی و امام مجتبی و امیرالمومنین ع رحمت فرستاد و عبیدالله زیاد و پدرش را لعنت کرد و مردم را به یاری سیدالشهدا فرا خواند .

وقتی خبر به ابن زیاد دادند ، دستور داد اورا بالای قصر برده و از آنجا به زیر افکندند و شهید شد .  چون خبر شهادتش به امام حسین ع رسید ، بی اختیار گریست و این آیه را خواند : « رجال صدقوا ما عاهدو الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا » . ( مردانی که بر سر پیمان خویش با خدا ، صادق بودند ، برخی از آنان شهید شدند و برخی دیگر انتظار می کشند و پیمان را هیچ عوض و دگرگون نکردند .) قیس ، دلیرانه به استقبال شهادت رفت و تا پای جان ایستاد و تزلزلی نیافت
 
قارب ، مولی الحسین ع :

از شهدای کربلا . وی غلام سیدالشهدا ع بود . مادرش فکیهه کنیز آن حضرت بود و در خانه رباب ، همسر امام خدمت می کرد . قارب همراه امام از مدینه به کربلا آمد و روز عاشورا در رکاب سیدالشهدا ع به شهادت رسید . نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است .

قاسط بن زهیر تغلبی :

از شهدای حمله نخست در روز عاشورا . پیرمردی از طایفه بنی ثغلب بن وائل بود . او و برادرانش مقسط و کردوس ، هر سه از اصحاب امیرالمومنین بودند که در رکاب آن حضرت در جنگهای سه گانه شرکت داشتند . پس از شهادت علی ع در کوفه ماندند . چون خبر آمدن حسین ع را بسوی کوفه شنیدند ، شب عاشورا مخفیانه خود را به امام رساندند . هر سه برادر روز عاشورا به شهادت رسیدند .

قاسم بن حارث :

نام او در شمار شهدای کربلا آمده است . برخی نیز او را همان قاسم بن حبیب ازدی دانسته اند .

قاسم بن حبیب ازدی :

از شهدای کربلاست . وی از شیعیان شجاع کوفه بود . ابتدا با سپاه عمر سعد از کوفه بیرون آمد و چون به کربلا رسید ، به یاران امام پیوست . نامش را جزو شهدای حمله اول ذکر کرده اند .

قاسم بن حسن ع :

نوجوان شهید عاشورا در رکاب سیدالشهدا ع ، فرزند گرامی امام حسن مجتبی ع .

وی صاحب همان سخن معروف « احلی من العسل » در شب عاشوراست که مرگ را شیرین تر از عسل می دانست . روز عاشورا سن او به بلوغ نرسیده بود . برای میدان رفتن از امام خویش اجازه خواست . ابا عبدالله ع چون نگاه به او افکند ، وی را به آغوش کشید و گریست ، آنگاه اجازه داد . قاسم ، خوش سیما بود . سوار بر اسب شد و عازم میدان گشت
 
فاطمه دختر امام حسین ع

فاطمه بنت الحسین ع ، بانویی با شرافت و دانش که اهل ذکر و شب زنده داری و عبادت بود و روزها روزه می گرفت و از جمال ظاهر و باطن برخوردار و اهل روایت و نقل حدیث بود در سفر کربلا در جمع اسیران اهل بیت بود و در کوفه نیز به سخنرانی افشاگرانه و فصیح و رسا بر ضدّ جنایتهای ابن زیاد پرداخت و همه را به گریه انداخت .

در کاخ یزید ، چشم یکی از وابستگان حکومت به او افتاد ، از یزید خواست که او را به وی ببخشد . حضرت زینب بشدت اعتراض و مخالفت کرد و کار آنان را کفر به حساب آورد . وی همسر عموزاده خویش حسن بن حسن ع بود . پس از فوت شوهر ، یک سال خیمه ای افراشت و برای او به سوگ و ماتم نشست .  وی تا زمان امام صادق ع را درک کرد .

در سال 117 . در حالی که هفتاد سال داشت در مدینه در گذشت و در بقیع بخاک سپرده شد
 
 یزید بن مغفل جُعفی :

از شجاعان هنرمند و شاعر شیعه که در کربلا به شهادت رسید . وی رسول خدا ص را درک کرده و در جنگ قادسیّه حضور داشت و از اصحاب علی بن ابیطالب ع بود که در جنگ صفین در رکاب او جنگید . سپس حضرت در فتنه خوارج او را برای جنگ با « خریت بن راشد » به اهواز فرستاد . در آن سپاه ، در جناح راست بود ، وی در مکه به کاروان حسینی پیوست و با آن حضرت به کربلا آمد و روز عاشورا در پیکار تن به تن با کوفیان ، پس از کشتن عدّه ای از آنان به شهادت رسید . نامش در زیارت ناحیه مقدسه بصورت یزید بن معقل آمده است
 
یزید بن مهاجر :

از شهدای کربلا به شما آمده است . برخی او را همان یزید بن زیاد بن مهاجر کندی دانسته اند
 
یزید بن ثُبیط (ثبیت ) عبدی :

از شهدای کربلاست . وی از شیعیان اهل بیت و از اصحاب ابوالأسود دوئلی و از اشراف قبیله خود بود . وی ده پسر داشت . پس از دریافت نامه سیدالشهدا ع که خطاب به اهل بصره نوشته بود ، همراه دو پسرش عبدالله و عبیدالله از بصره آمدند و به علّت بسته بودن راهها با پیمودن بیراهه ها ، در مکه خود را به امام حسین ع رسانده ، به کاروان او پیوستند . روز عاشورا پسرانش در حمله اول و خودش در مبارزه تن به تن به شهادت رسیدند . نام هر سه در زیارت « ناحیه مقّدسه » آمده است . نام او یزید بن نبیط ، بدر بن رقید ، بدر بن رقیط هم ضبط شده است .


یزد بن حُصین هَمدانی :

یکی از یاران شجاع ، بزرگوار و پارسای امام حسین ع که روز عاشورا وقتی تشنگی بر امام و یارانش غلبه کرد ، از امام اجازه خواست تا با کوفیان و عمر سعد صحبت کند . امام اجازه داد . وی نسبت به جلوگیری از استفاده امام از آب فرات با آنان صحبت و به آنان اعتراض کرد . اما پاسخ نامناسب دادند . بی نتیجه بر گشت . آنگاه امام ، در باره سپاه دشمن فرمود : شیطان بر آنان چیره گشته است و حزب شیطان زیان کارانند . او در کوفه با مسلم بن عقیل نیز بیعت کرده بود و پس از شهادت مسلم ، از کوفه خارج شد و به امام حسین ع پیوست .

یزید بن زیاد :

از شهدای کربلاست . نام کاملش یزید بن کهاصر ( مهاجر ) کندی ، معروف به « ابوالشعثاء کِندی ) از رجال نامی و از دلاوران و تیراندازان ماهر کوفه بود که همراه سپاه عمر سعد از کوفه خارج شد ولی به حسین بن علی ع پیوست . برخی گفته اند پیش از رسیدن سپاه حرّ به امام حسین ع وی به امام حسین ع پیوسته و همراه او شده بود . پیش روی امام حسین ، صد تیر بسوی دشمن افکند که تنها پنج تیر بر زمین افتاد . با هر تیری که می انداخت ، امام حسین ع دعا می کرد که خدایا تیراندازی اش را استوار گردان و پاداشش را بهشت قرار بده : « اَللّهُمَّ سَدَّد وَ اجعَل ثَوابَهُ الجَنَّةَ » نام او را یزید بن ابی زیاد و یزید بن زیاد بن مهاجر هم نقل کرده اند .

یزید بن مسعود :

از شخصیتهای معروف هوادار امام حسین ع بود که پس از دریافت نامه از آن حضرت ، قبایل بنی تمیم ، بنی حنظله و بنی سعد را گرد آورد و در جمعشان به ایراد سخن پرداخت . آنان نیز خطابه او را تأیید و پشتیبانی کردند ، سپس نامه ای مساعد به امام نوشت و او را به کوفه دعوت کرد
 
 
 هانی بن عُروه مرادی :

از پیشگامان شهادت در نهضت حسینی بود که پیش از مسلم بن عقیل به شهادت رسید . « هانی » از صحابه پیامبر بود و آن حضرت را دیده و با وی مصاحبت داشت . بزرگ قبیله « مراد » بود و در کوفه می زیست . در رکاب امیرالمومنین ع ، نیز در سه جنگ جمل ، صفیّن و نهروان شرکت داشت . در حرکت انقلابی حجر بن عدی بر ضذّ زیاد بن ابیه ، از ارکان مهم به شمار می رفت . پس از آنکه « ابن زیاد » بعنوان والی جدید کوفه به این شهر آمد ، مسلم بن عقیل ، پس از آنکه هزاران نفر با وی بیعت کرده بودند ، خانه هانی را مقرّ پنهانی خویش قرار داد . چون برای والی روشن شد که در نهضت مسلم ، هانی از زمینه سازان و چهره های موثر است ، او را دستگیر ، زندانی و شهید کرد .

هانی در کوفه ، موقعیت ویژه ای داشت . چندین هزار مرد مسلح و سلاح بر دوش ، زیر فرمان داشت و از بزرگان و اشراف این شهر محسوب می شد .حتی ابن زیاد که والی بصره و کوفه بود ، به وی احترام می گذاشت و در کوفه به عیادت هانی آمد . ولی چون هانی به مسلم بن عقیل پناه داده بود و حاضر نشد او را تسلیم ابن زیاد کند ، مورد غضب قرار گرفت و توهین و شکنجه و سپس شهید شد . هانی را پس از دستگیری و گفتگوهای تندی که با ابن زیاد داشت ، دست بسته به بازار گوسفند فروشان برده و کشتند . قاتلش « رشید ترکی » غلام ابن زیاد بود . شهادت او روز ترویه ( هشتم ذیحجه سال 60 ) بود . هانی ، هنگام شهادت ، 83 و به قولی 90 سال داشت . روزی به شهادت رسید که امام حسین ع از مکه به طرف کوفه حرکت کرد . قبر او در کوفه پشت قبر مسلم بن عقیل مشهور است و زیارتگاه اهل ولاست
 
هَفهاف بن مُهَنّد راسبی :

از شهدای کربلاست . مردی دلیر و تکسوار از شیعیان بصره و از یاران علی ع در جنگهای سه گانه جمل ، صفین ، نهروان بود و در جنگ صفین ، حضرت او را امیر طایفه ازد قرار داد . پس از شهادت امیرالمومنین ، از یاران امام مجتبی ع بود ، سپس به حسین ع پیوست . وقتی خبر حرکت امام را به سوی کوفه شنید ، از بصره به سوی کربلا حرکت کرد . وقتی رسید که حادثه پایان یافته بود و با تیغ بر افراد سپاه عمر سعد حمله کرد . عده ای را کشت و خود به شهادت رسید
 
وَهَب بن عبداللّه کلبی :

از شهدای کربلاست ، مادر و همسرش نیز در کربلا بودند و به شهادت رسیدند . وهب که اهل کوفه بود ، در کربلا در رکاب امام حسین ع حضور داشت . روز عاشورا پس از حرّ و بریر ، به میدان رفت . مادرش مشوّق او در عزیمت به میدان بود . وقتی پس از مقداری جنگ ، نزد مادرش بر گشت که : آیا راضی شدی ؟ گفت : وقتی راضی می شوم که در رکاب حسین ع به شهادت برسی . دوباره رفت و جنگید ، همسرش هم چوبی بر گرفت وبه میدان رفت . وهب آن قدر جنگید تا شهید شد . همسرش به بالین او رفت و خون از چهره اش پاک کرد . شمر که شاهد صحنه بود ، به غلامش دستور داد تا با چوبی زن را به شهادت برساند . همسر وهب ، اولین زنی بود که از سپاه حسین ع به شهادت رسید . در برخی منابع ماجرایی مشابه این ولی با تفاوتهایی در باره عبدالله بن عمیر کلبی نقل شده و « امّ وهب » را همسر او دانسته اند
 
نُعمان بن عمرو راسبی :

از شهدای کربلاست ، از قبیله ازد ، که در حمله اول شهید شد . وی اهل کوفه و از اصحاب امیرالمومنین ع بود . او برادرش حلاس ( که رئیس نیروهای انتظامی حضرت علی ع در کوفه بود ) همراه نیروهای عمر سعد به کربلا آمدند ، ولی شبانه به یاران حسین ع پیوستند .

نُعیم بن عجلان انصاری :

از شهدای کربلاست . نعیم از طایفه خزرج بود و دو برادرش از یاران علی ع و مدافعان آن حضرت در صفیّن بودند . او از کوفه حرکت کرد و در کربلا خود را به حسین ع ملحق ساخت و روز عاشورا در حمله نخست شهید شد
 
سعی شده است تا اطلاعاتي جامع در اختيار کاربران محترم قرار گيرد و گاها نام برخي از شهدا دو بار ذکر شده است ولي صفات ذکر شده تغيير يافته است.
ما را ياري کنيد تا روايات صحيح و مستند را در اختيار همگان قرار دهيم
يا علي
هيئت زمينه ساز ظهور حضرت مهدي
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 20:45  توسط هيئت زمينه ساز ظهور حضرت مهدي (عج)  |